<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های جغرافیای اقتصادی</title>
    <link>https://jurs.znu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های جغرافیای اقتصادی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل بازدارنده و پیش‌برنده توسعه کارآفرینی (مورد مطالعه: روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_731942.html</link>
      <description>جوامع روستایی به دلیل ماهیت کارکردی‌شان، ارتباط تنگاتنگی با محیط پیرامون خود دارند که بسیاری از ویژگی‌های محیط پیرامون آن‌ها منجر به توسعه کارآفرینی و تقویت اقتصاد روستایی و بعضی دیگر، توسعه کارآفرینی را با محدودیت مواجه ساخته و توسعه اقتصادی را به تأخیر می‌اندازند. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع و عوامل پیشران توسعه کارآفرینی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل است. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس ماهیت از نوع کیفی، بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس نحوه &amp;amp;rlm;گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع پیمایشی است. تکنیک لازم برای به‌دست آوردن داده‌های موردنیاز کتابخانه‌ای و میدانی (پرسشنامه) و جامعه‌آماری پژوهش خانوار روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل(5808 خانوار) می‌باشد که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه خانوارها برابر با 360 خانوار به دست آمد. جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از روش معادلات ساختاری در نرم‌افزار LISREL بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، عامل مدیریتی با ضریب اثر 934/0، عامل اقتصادی با ضریب اثر 917/0، عامل زیرساختی و محیطی با ضریب اثر 905/0 به ترتیب عوامل مهم پیش‌برنده و عامل اقتصادی با ضریب اثر 912/0، عامل نیروی انسانی با ضریب اثر 905/0 و عامل مدیریتی با ضریب اثر 895/0 به ترتیب سه عوامل مهم بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل می‌باشند.جهت تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از روش معادلات ساختاری در نرم‌افزار LISREL بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، عامل مدیریتی با ضریب اثر 934/0، عامل اقتصادی با ضریب اثر 917/0، عامل زیرساختی و محیطی با ضریب اثر 905/0 به ترتیب عوامل مهم پیش‌برنده و عامل اقتصادی با ضریب اثر 912/0، عامل نیروی انسانی با ضریب اثر 905/0 و عامل مدیریتی با ضریب اثر 895/0 به ترتیب سه عوامل مهم بازدارنده توسعه کارآفرینی در مناطق روستایی بخش مرکزی شهرستان اردبیل می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی مدل مشارکت سازمان های مردم نهاد جوانان کشور در امور عام المنفعه با رویکرد بازاریابی اجتماعی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_716661.html</link>
      <description>هدف پژوهش اعتبار سنجی الگوی مشارکت سازمان های مردم نهاد جوانان در امور عام المنفعه با رویکرد بازاریابی اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از بعد زمان، مقطعی؛ و از حیث موضوعی در حوزه مدیریت بازاریابی اجتماعی است. روش پژوهش کمی به روش پیمایشی انجام‌ شده است. جامعه آماری شامل تمامی دبیران سازمان های مردم نهاد جوانان کشور که در سال 1402 برابر با 4306 نفر بوده اند که بر اساس فرمول کوکران، 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار Spss و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان داد که تمام مدل های پژوهش دارای اعتبار بوده و برازش شده اند و همچنین نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که متغیر عوامل علی با ضریب تاثیر استاندارد (0.88) بر متغیر پدیده محوری تاثیر معنادار و مثبتی دارد. همچنین عوامل زمینه ای با ضریب تاثیر استاندارد (0.90)، متغیر عوامل مداخله گر با ضریب تاثیر استاندارد(0.69) و متغیر پدیده محوری با ضریب تاثیر استاندارد (0.86) تاثیر مثبت و معناداری بر راهبردهای پژوهش دارند. در آخر نیز متغیر راهبردها با ضریب تاثیر استاندارد (0.92) تاثیر مثبت و معناداری بر پیامدها دارد. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش دارای اعتبار بوده و شاخص های برازش مناسبی دارد. لذا پیشنهاد می گرد برای توسعه رفتارهای عام المنفعه در بین جوانان، سمن های جوانان کشور از رویکرد بازاریابی اجتماعی می توانند استفاده نمایند. کلمات کلیدی: سازمان‌های مردم‌ نهاد، جوانان، مشارکت اجتماعی، بازاریابی اجتماعی، امور عام‌المنفعه</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام مند پژوهش های مرتبط با هوشمندسازی سکونتگاههای روستایی(سالهای 2000 تا 2023)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717730.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، توسعه یک چارچوب جامع برای هوشمندسازی سکونتگاههای روستایی با رویکرد مرور نظام مند است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی است، و با رویکرد مرور نظام مند ادبیات مرتبط با مولفه‌های هوشمندسازی روستایی و سکونتگاههای هوشمند در فاصله سال‌های 2000 تا 2023، با استفاده از 3 کلیدواژه‌ مشخص و استراتژی شفاف و از پیش طراحی شده، از 5 پایگاه‌های اطلاعاتی، جمع‌آوری شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی روی 59 مقاله انجام شد. با تحلیل مقاله‌ها 5 فرایند و 55 مولفه برای تدوین چارچوب نظری هوشمندسازی سکونتگاههای روستایی شناسایی شد. مطالعه نشان می‌دهد، تدوین چارچوب نظری برای پیاده سازی الگوی هوشمند سازی مستلزم ، ایجاد پیوند بین بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی و تعامل با مناطق شهری می باشد، به بیان دیگر روستای هوشمند از شهر هوشمند نشات می گیرد. از سوی دیگر ارزیابی های انجام در حوزه مطالعات هوشمندسازی نشان داد که این فرایند مستلزم برخورداری از زیرساختهای مناسب و هم افزایی سازمان ها در زمینه ایجاد شرایط برای تقویت زیرساخت هاست از سوی دیگر هوشمندسازی تنها معطوف به مباحث فناوری و اقتصادی نبوده و مباحث اجتماعی و فرهنگی هم جایگاه بسزایی دارد از سوی دیگر هوشمندسازی می تواند در تمامی ابعاد مورد توجه قرار بگیرد. در واقع نگاه هوشمندسازی بر پایداری منابع موجود و بهره مندی حداکثری از ظرفیت های بالقوه معطوف می باشد. در واقع می توان گفت که ارزیابی های انجام مستلزم دسته بندی مطالعات و استخراج مولفه ها و راهبردهای موفق هوشمندسازی در کشورهای پیشرو و در حال توسعه می باشد تا بتوان بر اساس آن الگوهای موفق را در محدوده مطالعاتی پیاده سازی نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش کیفیت زندگی براساس شاخص شکوفایی شهری در شهرستان‌های استان زنجان</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717731.html</link>
      <description>در قرن بیست و یک شهرها با آشفتگی‌های بسیاری روبرو هستند. مدل شکوفایی شهری که در سال 2012 توسط برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد معرفی شد، یک رویکرد تازه به رونق شهری و پایداری پیشنهاد می‌کند و به دنبال راه‌حلی اساسی برای بهبود کیفیت زندگی است. هدف پژوهش حاضر ، ارزیابی و سنجش شکوفایی شهری در استان زنجان براساس مؤلفه کیفیت زندگی می‌باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت گردآوری اطلاعات توصیفی ‌ـ تحلیلی می‌باشد و با استناد به مطالعات و بررسی‌های اسنادی ‌ـ میدانی در رابطه با موضوع و هدف تحقیق از 22 زیر معیار بهره گرفته شده است. جهت تحلیل، داده‌ها استاندارد سازی شده و برای وزن دهی هریک از شاخص‌ها از روش آنتروپی شانون استفاده شده است. سپس با استفاده از مدل الکتره، شکوفایی شهری برای هریک از شهرستان های استان زنجان رتبه بندی شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، گویای آن است به ترتیب شهرستان های ابهر، خرمدره و ماهنشان برخوردارترین و شهرستان های طارم ، سلطانیه و خدابنده غیربرخوردارترین شهرستان ها شناخته شده اند. شهرستان هایی از قبیل زنجان و ایجرود در مقایسه با شهرستان های برخوردار استان همواره زیر حد توسعه یافتگی از لحاظ شاخص شکوفایی شهری براساس مولفه کیفیت زندگی هستند، طوری که در زمره ی شهرستان های غیر برخوردار درآمده اند. شهرستان زنجان با توجه به رشد بالای جمعیت و عدم تطابق رشد شاخص های کیفیت زندگی با رشد جمعیت  به عنوان یکی از غیر برخوردارترین شهرستان شناسایی شد. با توجه به نقش مرکزیت این شهرستان در استان زنجان لازم است برنامه ریزی های لازم در این خصوص انجام پذیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل کمی مؤثر بر احیای اقتصادی- اجتماعی نواحی روستایی (مطالعه موردی: شهرستان خدابنده)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717873.html</link>
      <description>ایجاد اشتغال و افزایش قدرت نگهداشت می‌تواند به دوام اقتصادی-اجتماعی مناطق روستایی کمک کند. با توجه به اهمیت موضوع احیا و تجدید حیات مناطق روستایی به طور عام و احیای اقتصادی- اجتماعی سکونتگاه‌ها به طور خاص قبل از هر گونه برنامه‌ریزی برای احیای این سکونتگاه‌ها لازم است تا عوامل مؤثر بر احیای اقتصادی- اجتماعی مناطق روستایی مشخص شود. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل عوامل مؤثر بر احیای اقتصادی- اجتماعی در مناطق روستایی شهرستان خدابنده انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی و همبستگی است. جامعة آماری پژوهش ساکنین سکونتگاه‌های روستایی شهرستان خدابنده است. جامعه نمونه به تعداد قابل کفایت برای مدل‌سازی و فرضیه آزمایی با استفاده از فرمول کوکران (371 نفر) از ساکنین روستاهای مورد مطالعه به شیوة تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای گرد‌آوری داده‌ها پرسشنامة محقق‌ساخته بر اساس مبانی نظری و مصاحبه با متخصصان و اساتید است. با استفاده از نظر متخصصان و اساتید، روایی (محتوایی)، پایایی (آلفای کرونباخ) و اعتبار عاملی (برازش مدل) تأیید شد. از روش‌های مدلسازی معادلات ساختاری (نرم‌افزار پی.ال.اس) و آزمون تی تک نمونه‌ای (نرم‌افزار اس.پی.اس.اس) برای تحلیل یافته‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که در زمینة عوامل مؤثر، همه شاخص‌های بررسی شده دارای نقش معناداری در تبیین احیای اقتصادی-اجتماعی هستند؛ به‌طوریکه به ‌ترتیب عوامل سرمایه‌گذاری، الزامات کشاورزی و مهارت‌های شغلی، با ضریب مسیرهایی با میزان 836/0، 810/0 و 724/0 بیشترین نقش را در تبیین احیای اقتصادی-اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی شهرستان خدابنده دارند. همچنین نتایج نشان داد که عامل سرمایه‌گذاری (36 درصد)، عامل الزامات کشاورزی (24درصد) و عامل واسطه‌گری و دلالی (16 درصد) از تغییرات متغیر احیای اقتصادی-اجتماعی سکونتگاه‌های روستایی را تبیین می‌کنند. همچنین نتایج نشان داد که ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، محیطی و سیاسی-نهادی با میانگین 6/3 و اختلاف میانگین 605/0 در سکونتگاه‌های روستایی در وضعیت پایداری قرار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همپیوندی مردم-فضا و تجلی کاوی آن بر منصه فضای عمومی شهر (مطالعه موردی : پیاده راه سبزه میدان زنجان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_718222.html</link>
      <description>امروزه حضور گسترده وسایل نقلیه و سهم روزافزون معابر سواره، مشکلات عدیده ای را برای شهرها ایجاد کرده است و پیاده راه ها را صرفا محلی برای گذر تبدیل کرده است. این در حالی است که پیاده راه ها می توانند نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی ایفا کنند و افراد را به حضورپذیری در فضا و ایجاد همپیوندی بین مردم و فضا تشویق کنند. در این میان نوشهرگرایان معتقدند که تقویت فضاهای عمومی مثل پیاده راه ها سبب احیای حیات مدنی و زنده کردن فضا می شود. با توجه به نوآوری و اصالت مطالعه، پژوهش کاربردی حاضر به واکاوی اثرات پیاده راه بر همپیوندی مردم – فضا پرداخته است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت توصیفی – تحلیلی می باشد و جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از متخصصین دارای تجارب در زمینه پیاده راه می باشند. داده ها با برداشت های میدانی و مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است و مرحله سنجش ابزار تحقیق بصورت پرسشنامه می باشد که با تکنیک دلفی در یک راند بین متخصصین امر توزیع شده است.  نتایج نشان داد داد پیاده راه سبزه میدان زنجان در بعد کارکردی دارای نتایج مثبتی است و پیاده راه توانسته است بر همه شاخص های آن شامل اجتماع پذیری، خوانایی و جذابیت بصری تاثیر مثبتی داشته باشد. شاخص امنیت در بعد ادراکی نتیجه مثبتی را نشان داد می توان اینگونه استنباط کرد که پیاده راه توانسته با اعمال راهکارهای مناسب امنیت شهروندان را تامین نماید. همچنین در بعد ساختاری تنها شاخص تسهیلات و اختلاط کاربری توانستند تاثیر مثبتی داشته باشند و این نشان می دهد که پیاده راه در بعد ساختاری دارای نقاط ضعف است و باید برای بهبود شرایط ساختاری آن تمهیداتی اندیشیده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر ساختارهای جمعیتی با تأکید بر برنامه‌ریزی مسکن شهر ارومیه</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_718298.html</link>
      <description>نزدیک‌ترین پدیده برای انسان، فضایی است که در آن زندگی می‌کند و در لحظات مختلف با آن در تماس است. بنابراین، بسیاری از خصلت‌های روانی و اجتماعی انسان در محل زندگی او تجلی مادی پیدا می‌کنند. مسکن را می‌توان از ارکان اصلی توسعه‌ی اقتصادی اجتماعی دانست. کمبود مسکن بر بسیاری از جنبه‌های زندگی انسانی تأثیر گذاشته است. رویکرد حاکم بر این تحقیق، کاربردی–توسعه‌ای، و نوع بررسی آن توصیفی- تحلیلی می‌باشد. با توجه به موضوع پژوهش که برنامه‌ریزی مسکن می‌باشد، مراحل پژوهش به شرح زیر ارائه می‌گردد: در مرحله اول از روش‌های کتابخانه‌ای و بررسی متون برای شناخت کلی موضوع استفاده شد. وضعیت فعلی مسکن و جمعیت در مرحله دوم پس از شناخت، هماهنگ با هدف کلان ارتقای کیفیت مسکن و زیست‌پذیری شهری در ارومیه با استفاده از لکه‌های داغ و سرد در نرم‌افزار GIS، موردتحلیل قرار گرفت و در جهت پیش‌بینی فاکتورهای جمعیتی و تعداد جمعیت در افق 2040، از نرم افزار اسپکتروم استفاده شد. پیش‌بینیهای جمعیتی در سه سناریوی باروری (کاهشی، افزایشی، ثبات) بینشهایی درباره نیازهای در حال تحول مسکن در ارومیه ارائه کرد. سناریوی افزایشی، افزایش 27 درصدی جمعیت از 746,860 نفر در سال 2015 به 963,540 نفر تا سال 2040 بههمراه جمعیت سالمند را پیش‌بینی کرد. این سناریو نیازمند ذخیره متنوعی از مسکن است که هم قادر به پذیرش واحدهای خانوادگی روبه‌رشد و هم واحدهای مناسب برای سالمندان باشد. سناریوی کاهشی، کاهش جمعیت جوان اما افزایش قابلتوجه گروه سنی 50-59 سال را تا سال 2040 نشان داد که نیاز به تبدیلِ مسکن خانوادگی و امکانات آموزشی به واحدهای سالمندپسند را پیشنهاد میکند. سناریوی ثبات نیز نیازهای پیش‌بینی‌پذیر و ثابت مسکن را در گروههای سنی مختلف نشان داد که نیازمند توسعه درونشهری پایدار و پاسخگو به ترکیب در حال تغییر خانوارها بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>.تحلیل عوامل موثر بر توسعه گردشگری معدن، مطالعه‌ی موردی: (معدن انگوران، شهرستان ماهنشان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_718618.html</link>
      <description>گردشگری در معادن به عنوان یکی از مظاهر و جلوه‌های زمین گردشگری  طی چند سال اخیر مورد توجه متخصصین حوزه گردشگری و گردشگران قرار گرفته است. هدف تحقیق بررسی، شناسایی و معرفی عوامل موثر بر توسعه گردشگری در معدن انگوران است. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. برای گرد‌آوری داده‌ها از دو روش میدانی مبتنی بر پرسشنامه و کتابخانه‌ای استفاده شده است.  پرسشنامه در بین جامعه نمونه شامل اساتید، کارشناسان، افراد فعال و شاغلین بومی در حوزه گردشگری و به تعداد 210 نمونه تکمیل گردید. با اجرای آزمون آلفای کرونباخ و شاخص عددی (KMO) برابر با 967/0که بیانگر پایایی تحقیق است. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌ آماری تحلیل عاملی اکتشافی، بهره گرفته شده است. نتایج تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که مقادیر میانگین عددی محاسبه شده برای همه مولفه‌های مرتبط با عوامل موثر بر توسعه گردشگری معدن انگوران بالاتر از مطلوبیت عددی مورد نظر(میانگین طیف مساوی با3) می‌باشد و تفاوت معناداری آنها در سطح 95 درصد مثبت گزارش شده است.  با اجرای آزمون همبستگی پیرسون میان متغیر‌های شاخص‌های (طبیعی ومحیطی-اقتصادی-اجتماعی‌وفرهنگی-مدیریت و تبلیغات-زیرساخت حمل و نقل و تسهیلات) در بین 210 نمونه، همبستگی در سطح 1%خطا تایید شده است، همچنین مقدار (Sig=.000) که چون کوچکتر از 0.01 می باشند. بنابراین حاکی از وجود ارتباط با اطمینان 99 درصد و یا 1% خطاست. در ادامه با اجرای آزمون تحلیل عاملی 18 عامل با مقدار ویژه بالای 1% و با مقدار واریانس(76.96%) بیشترین تاثیر را در توسعه گردشگری معدن انگوران دارند. عامل توسعه امکانات ارتباطی و حمل و نقل با مقدار واریانس11.623 بیشترین تاثیر و برنامه‌ریزی و سیاستگذاری  فرهنگی و اجتماعی با 8.582  واریانس دومین میزان تاثیر را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی میزان زیست پذیری در مناطق شهری اردبیل</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_718619.html</link>
      <description>رشد جمعیت شهری و شهرنشینی قبل از فرآیند برنامه ریزی شهری به همراه مشکلات و معضلاتی مانند مهاجرت به شهرها و به دنبال آن توزیع نابرابر جمعیت، سکونتگاه های غیررسمی، کمبود سرانه شهری و امثال آن باعث افت کیفیت زیست پذیری شده است. و این امر منجر به افزایش تقاضا برای کیفیت محیط زندگی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل زیست پذیری مناطق شهری اردبیل انجام گرفت و به دنبال پاسخ به این سوال بود که هر یک از مناطق شهری اردبیل تا چه اندازه توانسته‌اند شاخص‌های زیست پذیری شهری را محقق سازند؟ و در نهایت اینکه شهر اردبیل تا چه اندازه با شاخص‌های زیست پذیری شهری انطباق دارد؟ تحقیق به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی و از نظر ماهیت کاربردی است. ارزیابی از طریق ابعاد اجتماعی، زیست محیطی، اقتصادی، انجام شد. برای شروع مطالعه ابتدا از منابع و اسناد کتابخانه‌ای جهت شناسایی مولفه‌های زیست پذیری و نظریه‌ها و ادبیات موضوع استفاده شد. سپس برای مراجعه به جامعه آماری که شهروندان بالای 18 سال بودند، از طریق فرمول کوکران تعداد 383 نفر برای نمونه آماری به دست آمد. 14 شاخص در 3  بعد برای تحلیل مد نظر قرار گرفت. برای هر شاخص سه سوال و مجموعا 42 سوال توسط محققین به صورت طیف لیکرت 5 گزینه‌ای طرح و پرسشنامه به روش تصادفی ساده طبقه بندی شده در اختیار نمونه آماری مناطق شهری، قرار گرفت. دادخ خای به دست آمده با تکنیک‌های تصمیم گیری چند معیاره فازی تجزیه و تحلیل شدند و برای رتبه بندی مناطق از تکنیک تاپسیس استفاده شد و در نهایت خروجی تحلیل به واسطه نقشهGIS  ارائه گردید و مشخص شد، منطقه یک شهری اردبیل بیشترین و منطقه چهار کمترین رتبه را در زیست پذیری داشتند. و نتیجه اینکه زیست پذیری شهر اردبیل با مقادیر (4830/0 Pi) اندکی کمتر از حد متوسط نقطه ایده آل بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشران‌های کلیدی اثرگذار بر تحولات کالبدی- فضایی در سکونتگاههای پیراشهری کلانشهر تهران (مطالعه موردی: شهرستان اسلامشهر)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_719762.html</link>
      <description>هدف: هر فضای جغرافیایی به عنوان یک واقعیت مکانی نه تنها تحت تاثیر نیروها و عوامل درونی بلکه از نیروها و عوامل بیرونی نیز متاثر می شود. هدف این  پژوهش شامل شناسایی محرک ها و پیشران های کلیدی موثر بر تحولات کالبدی-فضایی سکونتگاه های پیراشهری کلانشهر تهران در محدوده شهرستان اسلامشهر در آینده می باشد.
روش: روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش‌شناسی توصیفی-تحلیلی است به‌نحوی‌که ابتدا با روش دلفی عوامل شناسایی و پس از اعتبار بخش آن، توسط 35 نفر از کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و برنامه‌ریزی و توسعه روستایی در قالب پرسشنامه به روش تحلیل ساختاری میک‌مک در سال 1402 مورد ارزیابی قرارگرفته است. 
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد، از بین عوامل کلیدی 43 گانه  در سه محور عوامل درونی، بیرونی و همجواری با کلانشهر تهران و اثر گذار بر تحولات کالبدی-فضایی در سکونتگاه‌های پیراشهری، 12 عامل به‌عنوان پیشران کلیدی معرفی‌شده‌اند که از بین آن‌ها، پنج عامل متغیر قوانین کلان ملی منطقه‌ای و محلی (7+)، متغیر پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات (4+)، متغیر ویژگی‌های مهاجرتی روستاییان (6+)، متغیر ضعف در نظارت بر حرایم‌ کلانشهر تهران (8+) و متغیر تغییر در طرز نگرش‌ها و هنجارها (4+) به‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های بحرانی در محدومده مورد مطالعه از سوی کارشناسان معرفی‌شده‌اند. بنابراین، نقش سیاست‌های حکمرانی و برنامه‌ریزی شهری در مدیریت تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه‌های پیراشهری، به ویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، در افق برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ده‌ساله بسیار حائز اهمیت است.بنابراین، نقش سیاست‌های حکمرانی و برنامه‌ریزی شهری در مدیریت تحولات کالبدی- فضایی سکونتگاه‌های پیراشهری، به ویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، در افق برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت ده‌ساله بسیار حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و سنجش مولفه‌های تاثیر گذار بر رقابت‌پذیری مناطق روستایی (مطالعه موردی: روستاهای دهستان سیب و سوران )</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_720044.html</link>
      <description>هدف از این مقاله  ارزیابی تأثیر شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، نهادی- سیاسی و زیرساختی بر  رقابت‌پذیری مناطق روستایی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادله‌ ساختاری می‌باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی –همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را 2234 سرپرست خانوار روستای انتخابی دهستان سیب و سوران در شهرستان سیب و سوران را تشکیل می‌دهد. با استفاده از فرمول کوکران ، نمونه آماری مورد پرسش تعداد 193 سرپرست خانوار تعیین شد. این تعداد با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و مدل سازی معادلات ساختاری(Smart PLS) انجام شده است. در این تحقیق متغیرهای مشاهده شده برای چهار مؤلفه اجتماعی، اقتصادی، نهادی- سیاسی و زیرساختی به دست آمد. همچنین نتایج نشان می دهد که اعتبار اندازه گیری شده  هر چهار مدل اندازه گیری بر رقابت‌پذیری مناطق روستایی قابل قبول می باشد. با توجه نتایج، ضرایب t بین متغیرهای اصلی پژوهش، بالای 58/2 بوده یعنی رابطه معنادار و مستقیم است؛ بدین ترتیب ابعاد اقتصادی، اجتماعی، ‌زیرساختی و نهادی- سیاسی بر رقابت‌پذیری مناطق روستایی تأثیر مثبت و معناداری دارد که مقدار R2 نشان می‌دهد 7/79 درصد رقابت‌پذیری مناطق روستایی با دستیابی به ابعاد چهارگانه تبیین شده و بعد اقتصادی با ضریب 89/0، تأثیر بیشتری نسبت به سایر ابعاد بر رقابت‌پذیری مناطق روستایی داشته است. پیشنهاد می شود به منظور ارتقا سطح رقابت‌پذیری مناطق روستایی شاخص های اجتماعی مورد توجه بیشتری قرار گیرد تا برایند نهایی رقابت‌پذیری مناطق روستایی بهبود یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی توسعه‌ی گردشگری سلامت (مطالعه موردی: کلان‌شهر تبریز)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_720262.html</link>
      <description>گردشگری سلامت یکی از گونه‌های مهم گردشگری است که در سال‌های اخیر توسعه‌ی چشم‌گیری داشته و جاذب خیل عظیمی از گردشگران بوده است. در این راستا، ضروری است که با سیاست‌گذاری‌های مناسب و همچنین برنامه‌ریزی راهبردی مقدمات توسعه‌ی گردشگری فراهم گردد و تحقیق حاضر نیز با این هدف در کلان‌شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر آمیخته (ترکیبی از روش‌های کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی و اکتشافی است که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart-pls و آزمون میانگین عددی استفاده شده است. جامعه‌ی آماری تحقیق نیز شامل نخبگان دانشگاهی و مدیران شهری درگیر در حوزه‌ی گردشگری شهری بوده است که با توجه به مشخص نبودن تعداد جامعه‌ی آماری با استفاده از فرمول کوهن در سطح اطمینان 95 درصد، 100 نفر به‌عنوان حجم نمونه تعیین شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که مهمترین مؤلفه‌های تأثیرگذار بر برنامه‌ریزی توسعه‌ی گردشگری سلامت در کلان‌شهر تبریز مربوط به متغیرهای تحقق مدیریت فناوری اطلاعات در سازمان‌های متولی امور گردشگری، وجود هماهنگی میان مراکز اخذ تصمیم‌های کلیدی و اساسی، بهره‌مندی از افراد با صلاحیت دانشی در ارگان‌های مسئول و وجود یک کانون رهبری فراسازمانی برای سامان دادن به پراکندگی مدیریت امور گردشگری بوده که به ترتیب ضرایب استخراج‌شده از مدل ساختاری برای آنها 845/0، 822/0، 814/0 و 791/0 است. همچنین در حوزه‌ی سیاست‌گذاری تأکید بر بازنگری روابط دیپلماتیک و کاهش تحریم‌های دنباله‌دار اقتصادی و سیاسی، ارتقاء نقش و جایگاه گردشگری در توسعه‌ی روابط خارجی با دیگر کشورها و ایجاد سیاست‌های متناسب در راستای کاهش دامن زدن به تحرکات ضد ایرانی در منطقه ضروری می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استفاده از فناوری بلاکچین با تاکید بر کارآفرینی و نوآوری در دفاتر خدمات مسافرتی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_720263.html</link>
      <description>به طور کلی اغلب فناوری‌های مورد استفاده در فرایند پیاده‌سازی گردشگری در قالب شهر هوشمند شامل اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و بلاکچین است. بلاکچین یک سیستم پایگاه داده غیر متمرکز با قابلیت‌های بالا و یک سیستم امنیتی قوی است که مبتنی بر یک سری قوانین حفاظت از داده‌ها است که می‌توان آن را به عنوان یک دفتر کل عمومی بزرگ توزیع شده تعریف کرد که تراکنش‌ها را روی یک شبکه ثبت می‌کند. بلاکچین واژه‌ای که این روزها به وفور با آن مواجه می‌شویم پدیده‌ای نو در سال‌های اخیر می‌باشد که توجه بسیاری از صاحبان صنایع و مشاغل را به خود جلب کرده است. امنیت بالای این سیستم و نیز سریع بودن عملیات انتقال محرکی بود برای توجه بیشتر محققان و اقتصاددانان به این سیستم. در این راستا هدف این پژوهش تعیین نقش فرآیندهای تجاری بین‌المللی‌سازی بر عملکرد تجاری یکپارچه مبتنی بر فناوری بلاکچین با توجه به قابلیت‌های بازاریابی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه‌ی گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می‌باشد. برای پاسخ به فرضیات پژوهش نیز از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، شرکت‌ها و مدیران و بازاریابان شرکت‌های ایرانی دارای فناوری پیشرفته و یا خلاق شهر تهران هستند. تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس انجام شده و در آزمون تحلیل مسیر فرضیه‌ها از روش رگرسیونی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که استراتژی‌سازی، هم‌افزایی و استانداردسازی به طور مثبت بر قابلیت‌های بازاریابی مبتنی بر فناوری بلاکچین شرکت‌ها تاثیر مثبت و معناداری، دارند. و همچنین باعث افزایش کیفیت خدمات ارایه شده به مشتریان و جذب شرکت‌ها و مدیران بیشتری به این صنعت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات نامتقارن دولت الکترونیک و توسعه مالی بر تغییر اقلیم در ایران (کاربرد مدل NARDL)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_721776.html</link>
      <description>مقابله با تغییرات اقلیمی به‌عنوان بحرانی فراگیر علاوه بر برنامه‌ریزی جهانی نیازمند مداخله دولت‌ است. ایجاد زیرساخت‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در راستای ارائه خدمات بهتر از اقداماتی است که به‌عنوان راه-حلی برای برون‌رفت از این بحران مطرح است. این مقاله به تحلیل اثرات متقارن و نامتقارن دولت‌الکترونیک و توسعه‌مالی بر تغییر‌اقلیم در ایران طی دوره 1400:1-1382:1 با روش‌های خودتوضیحی با وقفه‌های توزیعی‌خطی (ARDL) و غیرخطی (NARDL) می‌پردازد. براساس نتایج ARDL در بلندمدت دولت‌الکترونیک و حکمرانی‌خوب اثر منفی، و توسعه‌مالی و سرمایه‌گذاری‌مستقیم‌خارجی اثر مثبت و در کوتاه‌مدت حکمرانی‌خوب اثر منفی و سرمایه‌گذاری‌مستقیم‌خارجی اثر مثبت بر تغییر‌اقلیم داشته‌اند. بر اساس ضریب تصحیح‌خطا در هر دوره 51 درصد از عدم تعادل‌های کوتاه‌مدت تعدیل شده و به روند بلندمدت نزدیک می‌شود. بر اساس نتایج روش NARDL در کوتاه‌مدت و بلندمدت تغییرات مثبت (منفی) دولت‌الکترونیک اثر منفی (مثبت) بر تغییر‌اقلیم داشته‌است. تغییرات مثبت (منفی) توسعه‌مالی در کوتاه‌مدت بی‌تاثیر (منفی) بوده و در بلندمدت تغییرات مثبت (منفی) اثر مثبت (منفی) داشته‌است. تغییرات مثبت (منفی) حکمرانی‌خوب در کوتاه‌مدت و بلندمدت اثر منفی (بی‌معنا) بر تغییر‌اقلیم داشته‌است. تغییرات مثبت (منفی) سرمایه‌گذاری‌مستقیم‌خارجی در کوتاه‌مدت و بلندمدت اثر معنادار نداشته (اثر منفی داشته) است. بر اساس نتایج آزمون والد در کوتاه‌مدت و بلندمدت اثر تغییرات مثبت و منفی دولت‌الکترونیک و حکمرانی‌خوب نامتقارن و اثر تغییرات مثبت و منفی سرمایه‌گذاری‌مستقیم‌خارجی متقارن بوده‌است. اثر تغییرات مثبت و منفی توسعه‌مالی در کوتاه‌مدت متقارن و در بلندمدت نامتقارن است. بر اساس ضریب تصحیح‌ خطا در هر دوره 56 درصد از عدم تعادل‌های کوتاه‌مدت تعدیل شده و به روند بلندمدت همگرا می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش فضایی تغییرات کاربری اراضی بر اساس فرم شهری ( مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_721777.html</link>
      <description>پایش فضایی تغییرات کاربری اراضی در کلان‌شهر تبریز یکی از موضوعات مهم برای درک پویایی رشد شهری و برنامه‌ریزی پایدار است. این بررسی می‌تواند به شناسایی الگوهای توسعه شهری، جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و محیطی، و هدایت رشد به سمت توسعه متوازن و پایدار شهری کمک کند. این پژوهش از تصاویر ماهواره‌ای لندست-۵TM، لندست-۸ OLI، لندست9OLI و سیستم اطلاعات جغرافیایی برای تجزیه و تحلیل تغییرات کاربری و پوشش اراضی در سال‌های 1370، 1380، 1390 و 1402 استفاده می‌کند. نقشه‌های تغییرات کاربری اراضی حاصل شده از طبقه‌بندی طیفی نظارت‌شده داده‌های سنجش از دور نشان داد که در طول 32 سال، مناطق ساخته‌شده حدود 28% افزایش یافته است که عمدتاً به باعث نابودی زمین‌های کشاورزی مطلوب شده است. شناسایی تغییرات در الگوی فضایی تغییرات کاربری و پوشش اراضی نشان می دهد که بالاترین نرخ متوسط افزایش در مناطق ساخته‌شده در منطقه 5 با میزان آنتروپی 25/0- است که نشان‌دهنده تغییرات قابل‌توجه در الگوهای کاربری زمین می باشد و براساس  نتایج حاصل از مدل هلدرن برای کلانشهر تبریز که نشان می‌دهد 31.88 درصد از گسترش شهری به علت رشد جمعیت و 68.11 درصد ناشی از رشد نامتوازن و اسپرال است، به وضوح بیانگر آن است که رشد فضایی تبریز بیشتر بر اساس توسعه نامتوازن رخ داده است. بنابراین، افزایش قابل توجه در مساحت اراضی ساخته‌شده و کاهش منابع آبی و کشاورزی مشاهده می‌شود که به بحران‌های محیطی در آینده منجر خواهد شد. این یافته‌ها ضرورت برنامه‌ریزی جامع و پایدار برای توسعه متوازن و حفاظت از محیط زیست در تبریز را تأکید می‌کند.گسترش فضایی مناطق ساخته‌شده در بیشتر مراکز شهری جهان عمدتاً با رشد جمعیت شهری تسریع می‌شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناخت نیروهای موثر در توسعه گردشگری خلاق در راستای توسعه پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر زابل)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_722089.html</link>
      <description>استعداد خلاق مبنایی برای مزیت رقابتی شهرها است و ترکیب مفاهیم خلاقیت و گردشگری برای رشد این چنین استعدادهایی ضرورت می یابد. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی نیروهای موثر در توسعه گردشگری خلاق در راستای توسعه پایدار شهری زابل، می باشد. تحقیق حاضر، از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی، بر حسب ماهیت، تلفیقی از روش های کیفی - کمی و بر حسب روش پیمایشی و نحوه اجراء توصیفی - تحلیلی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل صاحب نظران و خبرگان دانشگاهی (اساتید دانشگاهی حوزه جغرافیای شهری، مسئولین اجرایی و سازمان‎های شهری مرتبط)، می باشد که با استفاده از روش هدفمند ، 20 نفر با توجه به اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های تئوری زمینه ای ؛ F-BMW و F-AHP استفاده شده است . از نتایج روش گراندد تئوری جهت شناسایی نیروهای موثر در توسعه گردشگری خلاق در شهر زابل (پنج مقوله کالبدی ، اقتصادی ، اجتماعی - فرهنگی ، نهادی و ساختاری و 16 واحد معنایی) با استفاده از نظرات صاحب نظران و کارشناسان استخراج شد که این امر رویکرد جامع به مسائل گردشگری خلاق در شهر زابل را با توجه به مقولات و واحدهای معنایی مطرح شده نشان می  دهد. در بین مقولات مطرح شده، مقوله نهادی با مقدار وزن 287/0، بالاترین رتبه و مقولات ساختاری با مقدار وزن 228/0، اقتصادی با مقدار وزن 175/0، اجتماعی  - فرهنگی با مقدار وزن 156/0، کالبدی با مقدار وزن 154/0، به ترتیب رتبه های دوم تا پنجم را به خود اختصاص داده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسائی انواع فرار بیمه ای مبتنی بر تحلیل تجربه کاری کارگران و کارفرمایان و اثرات آن بر رفاه اجتماعی (مورد مطالعه: سازمان تأمین اجتماعی شعبه سه مشهد)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_722350.html</link>
      <description>سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین صندوق بیمه ای کشور بیش از نیمی از جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است. عمده منابع مالی این سازمان از محل حق بیمه های دریافتی از کارفرمایان است. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین صندوق بیمه ای کشور بیش از نیمی از جمعیت ایران را تحت پوشش خود قرار داده است. عمده منابع مالی این سازمان از محل حق بیمه های دریافتی از کارفرمایان است. فرآیند بیمه کارگران و ارسال لیست و پرداخت حق بیمه تأمین اجتماعی مصون از انحراف نبوده و از مصادیق آن فرار بیمه  ای می باشد که در نتیجه سازمان را با کسری منابع و عدم ایفای به موقع تعهدات به بیمه  شدگان و مستمری بگیران مواجه نموده و بر رفاه اجتماعی کشور تأثیر منفی می‎گذارد. پژوهش پیش رو به شناسائی انواع فرار بیمه ای مبتنی بر تحلیل تجربه کاری کارگران و کارفرمایان و اثرات آن بر رفاه اجتماعی (مورد مطالعه : سازمان تأمین اجتماعی شعبه سه مشهد)، پرداخته است. این پژوهش به لحاظ ماهیت اکتشافی، از نظر رویکرد اجرا کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. همچنین این تحقیق مقطعی (1399-1400) و توصیفی - تبیینی است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام مصاحبه عمیق با تعداد 28 نفر از کارگران و کارفرمایان  مشهدی صورت گرفته است. از جمله مقوله های اصلی بدست آمده در این تحقیق « رفتارهای  کلیشه ای و غیر حرفه ای و همچنین رفتارهای نوآورانه و حرفه ای کارفرمایان متأثر از قوانین » در پدیده فرار بیمه‏ای می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی اثربخشی ماندگاری گردشگران در بافتهای مرکزی (مورد مطالعه: شهر زنجان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723325.html</link>
      <description>صنعت گردشگری سهم عمدهای در ایجاد ارزش افزوده برای کشورها داشته و امروزه یـک منبـع عظـیم درآمد ارزی و داشتن ظرفیتهای فراوان در ایجاد اشتغال در کانون توجه دولتها قرار دارد . پژوهش جاری ازنظر هدف کاربردی-توسعه ای و ازنظر روش گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی است.  برای تعیین حجم نمونه 1403 آماری این پژوهش گردشگران هست که سفرکرده به بافت مرکزی شهر زنجان در نظر گرفته شده است. جهت انتخـاب اعضـای نمونـه340 نفر می باشد روایی محتوایی پرسشـنامه توسـط خبرگـان مـورد مورد تأیید قرارگرفته است. لذا پژوهش حاضر به دنبال شناسایی الگوی اثربخشی ماندگاری گردشگران در بافتر گرفت. تحلیـل داده هـا بـا روش تحلیـل 875 .0 تائید و پایایی آن به وسیله ضریب آلفای کرونباخ صورت گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان میدهـد بالاترین میانگین عددی مربوط به رضایت از کیفیت رفتار جامعه میزبان، کمترین میانگین نیز مربوط به رضایت ازکیفیت زیرساختها و فعالیت های تفریحی در شهر زنجان می باشد. و همچنین تحلیل یافته های استنباطی آزمون تی نیز نشان می دهد، براساس سطح مطلوبیت مورد آزمون، زیست محیطی، اطلاع رسانی و تبلیغات در سطح نامطلوبی قرار دارد و همچنین  رضایت از کیفیت رفتار جامعه میزبان بیشترین امتیاز 19.02 می باشد و همچنین بالاترین میانگین عددی مربوط به تجربه حسی با امتیاز 3.23 ،تجربه ایدئال 3.17 می باشد و کمترین میانگین عددی، تجربه کیفیت خدمات با امتیاز 3 ،  تجربه منحصربه فرد 3.01 می باشد. و همچنین آزمون تی نیز نشان می دهد، که شاخص تجربه منحصربه فرد، تجربه کیفیت خدمات، تعامل با افراد محلی در سطح نامطلوبی قرار دارد .</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ابعاد ظرفیت سازی فرهنگی-اجتماعی در اجرای خط‌مشی های عمومی، مورد مطالعه: سازمان تامین اجتماعی در پنج منطقه جغرافیایی ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723639.html</link>
      <description>ظرفیت سازی یکی از مولفه‌های ضروری در هر کشور به منظور انجام اهداف توسعه پایدار مورد توجه است. هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد ظرفیت سازی فرهنگی-اجتماعی در اجرای خط‌‌مشی های عمومی، سازمان تامین اجتماعی در پنج استان ایران است. رویکرد این پژوهش آمیخته و روش، پیمایشی است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات اسناد و پرسشنامه بود. جامعه ‌آماری بخش کیفی اساتید‌دانشگاه و مدیران‌ارشد سازمان تأمین‌اجتماعی می‌باشد حجم‌ نمونه 17نفر بود که به‌روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه ‌آماری بخش‌کمی مدیران و کارشناسان سازمان تأمین‌اجتماعی ایران به تعداد 3029‌نفر است. حجم ‌نمونه براساس جدول کوهن 176نفر می‌باشد که به‌صورت خوشه‌ای دومرحله‌ای انتخاب ‌شده‌اند. در این پژوهش به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم افزارهای SPSS و EXCEL استفاده گردید. نتایج بدست آمده منجر به استخراج 26 مولفه و 9 بعد که شامل: تصویب خط‌مشی‌های همگرا و انسجام درون‌سازمانی، استقلال سیاسی سازمان، برقراری عدالت اجتماعی، اجرای اصول دولت الکترونیک در سازمان، توجه به تحولات محیطی، اصلاح فرهنگ تأمین اجتماعی، اعتقاد به ایجاد تحول و نوآوری، شبکه‌سازی در سازمان و ایجاد نظام پایش و بازخورد گیری گردید. ماحصل تحلیل دیمتل مدل ظرفیت‌سازی فرهنگی اجتماعی در اجرای خط‌مشی‌های عمومی در سازمان تامین اجتماعی نشان می‌دهد بعد «شبکه‌ سازی در سازمان» با اهمیت‌ترین بعد و بعد «اصلاح فرهنگ تأمین اجتماعی» تأثیرپذیرترین بعد بوده است. تلاش برای ارتقاء ظرفیت اجرای خط ‌مشی‌های سازمان تأمین اجتماعی باید با برنامه‌ریزی و تغییرات سازنده و پایدار در ساختار سازمان و مدیریت و با کارآمدی و اثربخشی در بازسازی ساختار سازمان و مدیریت در تدوین و اجرای خط‌مشی‌های سازمان تأمین اجتماعی همراه باشد تا به تقویت شاخص‌های دیگر بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه‌های مقاصد کارآفرینان خطرپذیر در پذیرش نوآوری‌های فناورانه با تاکید بر فناوری‌های مالی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723640.html</link>
      <description>امروزه از کارآفرینی به عنوان موتور توسعه اقتصادی یاد می‌شود و موجب گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی شده است. پیشرفت تکنولوژی در چند دهه گذشته منجر به دیجیتالی شدن اقتصاد و افزایش سرعت توسعه اقتصادی شده و نیاز به دیجیتالی شدن اقتصاد بیش از پیش نمایان شده است. صنعت نوپای فناوری‌های نوآورانه بالاخص در حوزه مالی در معرض رقابت با خدمات مالی سنتی قرار دارد، لذا فشار ناشی از جلب پذیرش کاربران بسیار زیاد است. از این رو، هدف مقاله حاضر شناسایی مولفه‌های مقاصد کارآفرینان خطرپذیر در پذیرش نوآوری‌های فناورانه می‌باشد. روش پژوهش از نوع کاربردی و از منظر رویکرد، آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می‌باشد. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است که با توجه به مضمون مصاحبه‌ها و سنجش روایی شاخص‌های به دست آمده به روش دلفی، 42 شاخص و 8 مولفه اصلی به تایید خبرگان رسید. مولفه‌های اصلی عبارتند از: نگرش فردی، هنجارهای ذهنی، قابلیت‌ها و توانمندی‌های ادارک شده  نوآوری‌های فناورانه، محیط اجتماعی، ابعاد و ویژگی‌های سازمان، شرایط بازار، بازیگران فضای کسب و کار و مدیریت ریسک کسب و کار حوزه فین‌تک می‌باشند. جامعه آماری این پژوهش 515 نفر شرکتهای کسب و کاری نوپا در شهر تهران شامل 220 نفر متناسب با جامعه اماری پژوهش بااستفاده از فرمول کوکران شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده استدر بخش کمی، ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته براساس نتایج تحقیق کیفی، طراحی و بین نمونه آماری توزیع شده است. به منظور انجام تحلیل آماری از نرم‌افزار Smart PLS استفاده شده است. یافته تحقیق رابطه مثبت و معنادار میان مولفه‌های اصلی و مقاصد پذیرش را تایید می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش کارآفرینی گردشگری بر سرزندگی خانوارهای روستایی در شهرستان پلدختر</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723641.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تاثیر کارآفرینی‌گردشگری بر سرزندگی خانوارهای روستایی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه انجام توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات تحقیق با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته به دست آمده است که روایی آن از نظر صوری و محتوایی توسط اساتید و متخصصان مورد تایید قرار گرفت. پایایی آن نیز به وسیله آلفای کرونباخ به مقدار 81/0 محاسبه شده است که نشان دهنده پایایی مناسب می‌باشد. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستاهای شهرستان پلدختر است که بر طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 تعداد 7358 خانوار برآورد شده است. همچنین، تعداد نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران 365 خانوار به صورت سهمیه‌ای انتخاب گردید. به منظور تجزیه و تحلیل یافته‌های از آزمون تی‌تک نمونه‌ای، تحلیل رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای نشان داد که کارآفرینی گردشگری با میانگین 107/3 در وضعیت مطلوب قرار دارد. نتایج آزمون بیانگر این است که دهستان جایدر با میانگین 187/3 بهترین وضعیت را از نظر کارآفرینی گردشگری در بین دهستان‌های شهرستان پلدختر دارد و دهستان میانکوه غربی با میانگین 854/2 در بدترین وضعیت است. نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای نشان داد وضعیت سرزندگی خانوارهای روستایی با میانگین 068/3 مطلوب ارزیابی شده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که شاخص کالبدی- زیرساختی با مقدار ضریب بتای 287/0، شاخص اجتماعی- فرهنگی با مقدار ضریب بتای 239/0، شاخص نهادی با مقدار ضریب بتای 205/0 و شاخص زیست‌محیطی با مقدار بتای 153/0 بر سرزندگی خانوارهای روستایی تاثیرگذار هستند. همچنین نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معناداری بین کارآفرینی گردشگری و سرزندگی خانوارهای روستایی با ضریب پیرسون 417/0 برقرار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عوامل مؤثر اکوسیستم کارآفرینی بوم‌‌گردی بر مبنای رویکرد فرصت‌‌گرایی (مورد پژوهی: منطقۀ حفاظت‌‌شدۀ سرخ‌آباد استان زنجان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723932.html</link>
      <description>اکوسیستم کارآفرینی مجموعه‌ای از افراد، سازمان‌ها، روش‌ها، قوانین و رویدادها در یک محدودۀ جغرافیایی است که بر فعالیت‌های کارآفرینی آن منطقه تأثیر می‌گذارد و می‌تواند محرک یا مانع تصمیم فرد برای کارآفرین شدن باشد. هدف اصلی این پژوهش، سنجش میزان تأثیر عوامل مؤثر اکوسیستم کارآفرینی بوم‌گردی در منطقۀ حفاظت‌شدۀ سرخ‌آباد است. این مطالعه از نظر هدف، توسعه‌ای و از حیث روش، توصیفی-پیمایشی است. پتانسیل بوم‌گردی و تنوع‌زیستی منطقه با روش پیمایش گام‌به‌گام بررسی و منجر به ناحیه‌بندی شد. فرصت‌های بالقوۀ کارآفرینی بوم‌گردی از طریق نظرسنجی از خبرگان استخراج گردید. همچنین، ارزیابی مطلوبیت شاخص‌های اکوسیستم بوم‌گردی توسط 126 صاحب کسب‌وکار مرتبط با گردشگری (نمونه‌گیری غیراحتمالی هدفمند) و با آزمون T تک‌نمونه‌ای انجام شد. تأثیر 14 شاخص و 42 گویه نیز با نظرسنجی از 30 خبره بوم‌گردی استان زنجان ( بصورت تمام‌شماری) و مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی در نرم‌افزار Smart PLS تحلیل شد. شاخص‌ها بر اساس گزارش دیدبان جهانی کارآفرینی (2022) استخراج و پایایی پرسش‌نامه‌ها با آلفای کرونباخ 781/0 برای خبرگان و 933/0 برای صاحبان کسب‌وکار تأیید شد. نتایج نشان داد فقط شاخص‌های «سرمایۀ ریسک‌پذیر» (45/3)، «پذیرش ریسک» (16/3)، «کسب‌وکارهای نوپای مبتنی بر فرصت» (13/3) و «پشتیبانی فرهنگی» (02/3) وضعیت نسبتاً مطلوبی دارند. برازش مدل‌ها در سطح اطمینان 95% تأیید و شاخص‌های «درک فرصت» (81/0)، «سرمایۀ انسانی» (79/0)، «مهارت راه‌اندازی» (75/0) و «شبکه‌سازی» (72/0) بیشترین، و «نوآوری در فرآیند» (35/0) و «سرمایۀ ریسک‌پذیر» (31/0) کمترین اثر را داشتند. به ترتیب شاخص« درک فرصت»،‌ « سرمایه انسانی»، « مهارت راه‌اندازی کسب‌و کارهای نوپا» بیشترین تأثیرگذاری را در اکوسیستم کارآفرینی بوم‌گردی محدوده دارند و کمترین اثرگذاری در مطلوبیت اکوسیستم کارآفرینی بوم‌گردی مربوط به شاخص‌های «نوآوری در فرایند» و «سرمایه‌ریسک‌پذیر» است</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل توسعه فرایندهای مدیریت منابع انسانی در آموزش عالی در راستای توسعه محلی با تاکید فناوری های نوظهور</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_732982.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارائه مدلی برای توسعه فرایندهای مدیریت منابع انسانی در آموزش عالی در راستای ارتقای توسعه محلی و با تأکید ویژه بر بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور انجام گرفت. در این پژوهش تلاش شد تا با شناسایی مؤلفه‌ها و ابعاد کلیدی مدیریت منابع انسانی در دانشگاه‌ها، الگویی جامع ارائه شود که بتواند به بهبود تعامل میان نهاد دانشگاه و جامعه محلی منجر گردد. نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، به صورت آمیخته و متوالی با رویکرد اکتشافی صورت پذیرفت. همچنین از نظر پارادایم در چارچوب عمل‌گرا و از نظر ماهیت، در بخش کیفی بر پایه تحلیل مضمون و در بخش کمی بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی/همبستگی طراحی گردید. جامعه آماری بخش کیفی شامل خبرگان نظری و تجربی آموزش عالی و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها بود که بر اساس روش نمونه‌گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع نظری، تعداد 20 مصاحبه‌شونده انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری کلیه مدیران گروه‌های آموزشی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران بودند که با استفاده از روش تعیین حداقل حجم نمونه در تحلیل عاملی تأییدی و از طریق نمونه‌گیری تصادفی ساده، 202 مدیر گروه انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی و پایایی آن‌ها به دقت بررسی و تأیید شد. تحلیل داده‌ها در بخش کیفی از طریق استخراج مضامین و در بخش کمی با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی تک‌نمونه‌ای به کمک نرم‌افزارهای SPSS-V27 و SmartPLS-V3 انجام شد. یافته‌ها نشان داد فرایندهای مدیریت منابع انسانی در آموزش عالی با تمرکز بر توسعه محلی و فناوری‌های نوظهور، در قالب چهار مؤلفه اصلی شامل آموزش، مشارکت، ارزیابی عملکرد و جبران خدمات قابل تبیین است. این مؤلفه‌ها نقش مهمی در تقویت پیوند دانشگاه با جامعه و ارتقای توسعه محلی ایفا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل توزیع فضایی مدارس غیرانتفاعی با رویکرد عدالت اجتماعی (مطالعه موردی : مدارس غیرانتفاعی شهری زنجان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_733091.html</link>
      <description>شهرنشینی سریع در ایران با افزایش تقاضای خدمات آموزشی، گسترش مدارس غیرانتفاعی را به دنبال داشته است. این مدارس که ابتدا برای جبران کمبود منابع دولتی و بهره‌گیری از مشارکت بخش خصوصی تأسیس شدند، در عمل اغلب به تشدید نابرابری‌های اجتماعی-فضایی منجر شده‌اند. هدف پژوهش حاضر بررسی توزیع فضایی مدارس غیرانتفاعی با رویکرد عدالت فضایی در شهر زنجان است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر داده‌های اسنادی و میدانی است. جامعه آماری شامل ۵۷ مدرسه غیرانتفاعی فعال در نواحی آموزشی شهر زنجان در سال تحصیلی ۱۴۰۰ بود که به‌طور کامل بررسی شدند. تحلیل‌ها با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و تکنیک‌های آمار فضایی نظیر شاخص نزدیک‌ترین همسایگی، خودهمبستگی موران جهانی، لکه‌های داغ و سرد، تراکم کرنل، بیضی انحراف معیار، میانگین مرکزی و رگرسیون وزنی جغرافیایی انجام شد. یافته‌ها حاکی از توزیع خوشه‌ای مدارس غیرانتفاعی (ضریب نزدیک‌ترین همسایگی ۰/۷۱) و تمرکز اصلی آن‌ها در محلات مرکزی و شمالی شهر (کوی نصر، کارمندان، اندیشه، وحیدیه) با وضعیت اجتماعی-اقتصادی بهتر است. در مقابل، محلات غربی و کم‌برخوردار تقریباً فاقد این مدارس هستند. پوشش خدماتی مدارس ابتدایی تنها ۵۷ درصد و مدارس متوسطه حدود ۸۱ درصد مساحت شهر را دربرمی‌گیرد و مناطق پرتراکم اما محروم از دسترسی مناسب بی‌بهره‌اند. هرچند در برخی محلات رابطه معناداری بین تعداد مدارس و جمعیت واجب‌التعلیم مشاهده شد، اما الگوی کلی با نیازهای جمعیتی سازگار نیست. در نهایت، توزیع فضایی مدارس غیرانتفاعی زنجان با اصول عدالت فضایی همخوانی ندارد و بیشتر تحت تأثیر عوامل اقتصادی و سودمحور است. این وضعیت دسترسی برابر به آموزش باکیفیت را مختل کرده و شکاف طبقاتی را تشدید می‌کند. پیشنهاد می‌شود مکان‌یابی این مدارس بر اساس شاخص‌های جمعیتی، محرومیت و توزیع جبرانی بازنگری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر مستقیم شاخص‌های کیفیت نهادی و سیاست‌های مالی بر رشد اقتصادی: شواهدی از ایران و کشورهای نوظهور</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_733143.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش، تحلیل اثر مستقیم شاخص‌های کیفیت نهادی بر سیاست‌های مالی و رشد اقتصادی در ایران و سایر کشورهای نوظهور (چین، هند، برزیل، ترکیه و اندونزی) طی سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۲ است. متغیرهای اصلی این مطالعه شامل شاخص‌های کیفیت نهادی (کنترل فساد، حاکمیت قانون، اثربخشی دولت، کیفیت قانون‌گذاری، شفافیت و ثبات سیاسی)، شاخص‌های سیاست‌های مالی (نرخ مالیات و هزینه‌های دولتی) و نرخ رشد اقتصادی )رشد سرانه (GDP هستند. اطلاعات و داده‌ها از منابع معتبر بین‌المللی مانند بانک جهانی و شاخص‌های حکمرانی جهانی گردآوری شده‌اند تا دقت و صحت تحلیل تضمین گردد. این پژوهش از نوع مطالعات علی و کاربردی است و با بهره‌گیری از داده‌های پانلی و روش اقتصادسنجی گشتاورهای تعمیم‌یافته (GMM)  به تحلیل دقیق داده‌ها پرداخته است. یافته‌های پژوهش مشخص می‌سازد که شاخص‌های کیفیت نهادی تأثیر مثبت و معناداری بر اثربخشی سیاست‌های مالی دارند؛ به‌گونه‌ای که در کشورهایی با نهادهای قوی‌تر، سیاست‌های مالی کارآمدتر اجرا می‌شود و نهایتاً رشد اقتصادی پایدارتر و بالاتری حاصل شده است. در مقابل، ضعف نهادی موجب ناکارآمدی سیاست‌های مالی و کاهش اثربخشی آن‌ها بر رشد اقتصادی می‌شود. نتایج نشان می‌دهد بهبود کیفیت نهادی از طریق افزایش شفافیت، ارتقاء حکمرانی و کاهش فساد، بستر مناسب‌تری برای تخصیص بهینه منابع، جذب سرمایه‌گذاری مؤثر و ارتقاء بهره‌وری اقتصادی فراهم می‌کند. این مطالعه بر اهمیت تعامل و هماهنگی اصلاحات نهادی با سیاست‌های مالی تأکید دارد و نشان می‌دهد موفقیت سیاست‌های مالی وابسته به استقرار ساختارهای نهادی قوی و شفاف است. بنابراین، تقویت کیفیت نهادی می‌تواند نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی پایدار و توسعه بلندمدت کشورهای نوظهور ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مشارکت شهروندی در تحقق بازآفرینی بافت فرسوده و ارتقاء کیفیت زندگی مطالعه موردی: کمال‌شهر کرج</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734068.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل رابطه بین کیفیت کالبدی محیط زندگی و میزان رضایت شهروندان و شناسایی عوامل تأثیرگذار بر مشارکت شهروندان در فرآیند بازآفرینی بافت‌های فرسوده، به بررسی نقش مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت‌های فرسوده شهری و ارتقای کیفیت زندگی در کمال‌شهرکرج پرداخته است؛ که از نظر نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی-تحلیلی می‌باشد. حجم نمونه آماری این پژوهش 384 نفر از شهروندان کمال‌شهربوده که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده مورد سنجش قرار گرفته است. برای تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از مدل‌ تحلیل عاملی تأییدی (مدل‌یابی معادلات ساختاری) استفاده شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد سؤالات مرتبط با متغیر کیفیت زندگی و بازآفرینی تبیین‌کننده‌ای مناسب و دارای بار عاملی بیشتر از 0.5 بوده و شاخص‌های برازندگی مدل نیز بیانگر برازش مناسب مدل با داده‌ها می‌باشد. یافته‌های تحقیق نشان داد که بازآفرینی شهری تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت زندگی ساکنان دارد. در بعد کالبدی، ارتقای زیرساخت‌های شهری موجب افزایش رضایتمندی شهروندان شده است و میزان دسترسی به خدمات شهری 37% و شاخص کیفیت محیطی 42% افزایش پیدا کرده است. در بعد اجتماعی، افزایش حس تعلق به محله و کاهش آسیب‌های اجتماعی با ضریب همبستگی 0.74 تأیید شد و میزان تعاملات اجتماعی 29% رشد داشته است. در بعد فرهنگی، حفظ هویت محله و ارتقای فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت زندگی داشته است، به طوری که 31% از ساکنان مشارکت بیشتری نشان داده‌اند. شاخص ایمنی شهری با اجرای برنامه‌های بازآفرینی 38% افزایش یافته و میزان جرایم شهری 35% کاهش پیدا کرده است. میزان مشارکت اجتماعی ساکنان در امور محله 34% بهبود یافته و رضایتمندی کلی از محیط زندگی 41% افزایش نشان داده است. در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد، بازآفرینی محله پیشاهنگی با اجرای اقدامات کالبدی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند تأثیر بسزایی در افزایش کیفیت زندگی، ایمنی و امنیت ساکنان داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار بانکداری دیجیتال ایران با استفاده از روش فراترکیب</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734259.html</link>
      <description>رشد روزافزون و توسعه فناوری اطلاعات، باعث ایجاد تغییرات عمده در جامعه جهانی شده است. امروزه سازمان‌های گوناگون خدمات خود را به شکل دیجیتال عرضه نموده و دیجیتالی شدن در تمامی امور به‌عنوان نگرشی قالب درحال‌توسعه است. این موضوع در صنعت بانکداری نیز نمود چشمگیری داشته است. در این میان بازآفرینی نظام بانکی با استفاده از فناوری‌های نوین و شکل‌گیری و پیاده‌سازی مدل بانکداری دیجیتال و گسترش و نفوذ هر چه بیشتر در این بازار، به یکی از دغدغه‌های اصلی بازیگران این صنعت تبدیل‌شده است. با توجه به این مهم، در پژوهش پیش رو به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار بانکداری دیجیتال ایران خواهیم بود. به این منظور، در گام نخست و درمجموع، 59 مقاله در حوزه بانکداری دیجیتال شناسایی گردید و موردبررسی قرار گرفت. این مقالات با استفاده از روش فراترکیب، در سه مرحله مورد ارزیابی قرار گرفتند. درنهایت نتایج حاصل از روش فراترکیب و استفاده از ابزار کدگذاری باز، هشت زمینه اصلی و تعدادی زمینه فرعی، در قالب مدل فراترکیب برای متغیرهای تأثیرگذار بر نفوذ در بازار بانکداری دیجیتال تبیین گردید. همچنین در این مرحله با استفاده از روش شاخص سازی، مفهوم‌سازی و مقوله پردازی، داده‌های اولیه در قالب مؤلفه‌های فرعی جدید تولید و به مدل فراترکیب پژوهش اضافه گردید. هشت زمینه اصلی شناسایی‌شده عبارت‌اند از: همگامی با تغییرات جهانی، تبلیغات، فرهنگ‌سازی، کیفیت سیستم ارائه‌دهنده خدمات، امنیت، درک ضرورت دیجیتالی شدن بانک، آموزش و مدیریت. در مدل فراترکیب پژوهش، مؤلفه‌های فرعی بالاتر به دلیل برخورداری از بیشترین کد و بالاترین تکرار در مقالات منتخب، به‌طور نسبی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل و بررسی تأثیر عوامل اقتصاد رفتاری بر تمایل کشاورزان به سازگاری اقلیمی مطالعه موردی دهستان بناجوی شرقی شهرستان بناب</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734387.html</link>
      <description>هدف پّژوهش حاضر تحلیل و بررسی عوامل اقتصاد رفتاری بر تمایل کشاورزان به سازگاری اقلیمی در دهستان بناجوی شرقی است.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه کشاورزان دهستان بناجوی شرقی از شهرستان بناب تشکیل می‌دهند که تعداد آن‌ها برابر با ۲۴۰۰ نفر است.  به منظور تجزیه و تحلیل یافته‌های تحقیق از آزمون تی تک نمونه‌ای، تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر استفاده شده است. به‌منظور بررسی میزان سوگیری رفتاری کشاورزان در دهستان بناجوی شرقی، از آزمون تی تک‌نمونه‌ای استفاده شد. نتایج آزمون نشان داد که سوگیری زمانی با میانگین214/3، سوگیری از دست دادن با میانگین 216/3، سوگیری اطمینان‌پذیری با میانگین 240/3 و سوگیری اعتماد بیش از حد با میانگین 346/3 همگی با توجه به این‌که گویه‌های پرسش‌نامه دارای جهت منفی بودند در وضعیت نامطلوب قرار دارند. همچنین نتایج آزمون از وضعیت تمایل به سازگاری اقلیمی کشاورزان نشان داد که با میانگین 382/3 مطلوب است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سوگیری اطمینان‌پذیری با ضریب استاندارد 367/0 بیشترین تأثیر را بر تمایل کشاورزان به سازگاری اقلیمی دارد. همچنین سوگیری از دست دادن با ضریب 323/0، سوگیری اعتماد بیش از حد با ضریب 277/0 و سوگیری زمانی با ضریب 218/0 در مراتب بعدی اهمیت قرار دارند.  به منظور بررسی  میزان اثر مستقیم و غیرمستقیم عوامل اقتصاد رفتاری بر تمایل کشاورزان به سازگاری اقلیمی از تحلیل مسیر استفاده شده است. در میان متغیرهای مورد بررسی، سوگیری اطمینان‌پذیری بیشترین اثر کلی (579/0) است و در اولویت نخست قرار می‌گیرد. این نتیجه نشان می‌دهد که هرچه کشاورزان در تصمیم‌گیری‌های خود به برداشت و اطمینان ذهنی خود متکی‌تر باشند، احتمال تمایل آنان به سازگاری اقلیمی افزایش می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی فرایند تجاری سازی محصولات در استارت آپ های حوزه فناوری عضو شبکه فن بازار منطقه ای لرستان</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734501.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی روندها و فرایند تجاری سازی محصولات در استارت آپ های فناوری عضو شبکه فن بازار استان لرستان انجام شده است تا با استفاده از روش های آینده پژوهی، سناریوهای محتمل برای بهبود این فرایند را ترسیم کند.  
مطالعه حاضر از نوع کیفی و با رویکرد آینده پژوهی است که با استفاده از روش های تحلیل روند، دلفی و سناریونویسی انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان و مدیران و صاحبان استارت آپ‌های حوزه فناوری عضو شبکه فن بازار  می باشند. نتایج سناریونویسی نشان  می دهد که درصد بالایی از وضعیت های موجود در سبد سناریوها از وضعیت مطلوبی برخوردار هستند. از مهمترین عواملی که در وضعیت بحرانی قرار دارند و نیازمند توجه ویژه هستند، سیاست های دولتی در حمایت از استارت آپ ها و شفاف سازی اهداف و معیارهای تجاری سازی است که در وضعیت نامطلوب تری نسبت به سایر عوامل قرار دارند. بنابراین می توان گفت با توجه ویژه به این دو عامل می توان به آینده ای مطلوب برای تجاری سازی محصولات در استارت آپ های حوزه فناوری عضو شبکه فن بازار منطقه ای لرستان دست یافت. تجاری سازی موفق محصولات فناوری در استارت آپهای لرستان نیازمند تقویت همکاری بین نهادهای حمایتی، دانشگاهها و بخش خصوصی است. تدوین راهبردهای عملی مبتنی بر سناریوهای آینده می تواند به افزایش اثربخشی این فرایند کمک کند، درک چگونگی تبدیل دانش به محصولات تجاری در بازار و کسب سود از نوآوری در فناوری مهم است از طرفی مطالعات تجاری سازی فناوری را به عنوان یک عامل رقابتی کلیدی برای شرکت های مبتنی بر فناوری در نظر می گیرد. 
.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همگرایی اقتصادی از طریق راهبرد نزدیک سپاری(مطالعه موردی: منطقه آزاد ارس)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734502.html</link>
      <description>امروزه گرایش جهان به تجارت آزاد افزایش پیدا کرده است. شرکت‌های فراملیتی به دنبال هزینه فایده اقتصادی تحت راهبردهای تجاری، زنجیره‌های تأمین خود را در سراسر جهان گسترش داده‌اند. یکی از این راهبردها، نزدیک سپاری است که به دلیل کاهش ریسک در تجارت مورد توجه صاحبان سرمایه قرار گرفته است. تحت این راهبرد، مناطق آزاد در مجاورت مرزهای مشترک با یکدیگر همکاری کرده و از توسعه متقارن بهره‌مند می‌شوند. این تحقیق باهدف بررسی راهبرد نزدیک سپاری در منطقه آزاد ارس انجام شده و تلاش بر این بوده تا مزایای این راهبرد و تجارب جهانی آن شرح داده شود. در ادامه منطقه ویژه اقتصادی مِغری در ارمنستان به‌عنوان مکمل کلیدی برای منطقه آزاد ارس معرفی شده است. جهت دستیابی به اهداف این پژوهش از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شد و داده‌ها با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و مقالات معتبر گردآوری شدند. با بررسی تجارب جهانی می‌توان نتیجه گرفت که نزدیک‌سپاری به‌عنوان یک راهکار مؤثر برای کاهش هزینه‌های تولید، افزایش هماهنگی در تجارت و کاهش ریسک‌های سیاسی و لجستیکی از اهمیت بالایی برخوردار است. منطقه آزاد ارس به دلیل موقعیت ژئواکونومیکی خود و دسترسی به بازارهای منطقه‌ای، جهت پیاده‌سازی راهبرد نزدیک‌سپاری ظرفیت بالایی دارد. این منطقه در صورت همگرایی با منطقه مِغری در ارمنستان می‌تواند دسترسی ایران به بازار کشورهای CIS و روسیه را گسترش دهد. در صورت توجه به چالش‌های احتمالی و برنامه‌ریزی دقیق، نزدیک‌سپاری در منطقه آزاد ارس منجر به تقویت یکپارچگی منطقه‌ای و توسعه پایدار شده و در چشم‌انداز وسیع‌تر جایگاه ایران در تجارت منطقه‌ای را ارتقاء می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جغرافیایی رشد و رکود اقتصادی در ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734503.html</link>
      <description>نابرابری؛ نگرانی و چالش‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی را برای دولت‌های کشورها، ایجاد می‌کند. در کشورمان ایران نیز علی‌رغم انجام پژوهش‌های متعدد در این زمینه، مطالعات صرفاً در شناخت عوامل و دلایل رخداد این پدیده محدود بوده است. هدف تحقیق آن بود تا با تأکید بر بعد فضایی و زمانی تحولات اقتصادی، خوشه‌های جغرافیایی رشد و رکود، میان استان‌های کشورمان شناسایی شود. پژوهش از نوع تحقیقات کمی و بنابر مسئله مورد توجه در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد. در پژوهش اطلاعات آماری 6 رسته فعالیت اقتصادی از حساب‌های اقتصاد منطقه‌ای به صورت دوره‌های زمانی 5 ساله به دست آمد. دراین بخش از شاخص واقعی قیمت استانی برای واقعی‌سازی اطلاعات و از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای وزن‌دهی به رسته فعالیت‌های اقتصادی استفاده شد. پس از تعیین مقادیر نهایی در مدل ویکور، از آماره‌های خوشه‌بندی زیاد و کم، خودهمبستگی فضایی فاصله‌ای در ArcGis استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که برخلاف چارچوب فکری حاکم در برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای در کشورمان که انتشار آثار رشد در مراکز و قطب‌های توسعه محقق خواهد شد، این موضوع انجام نشده است. به نحوی که براساس نتایج، الگوی تجمیع مراکز اصلی رشد اقتصادی به صورت تصادفی بوده و هیچ‌گونه خوشه‌های جغرافیایی برای انتشار نتایج رشد شکل نگرفته است. به صورتی که میان فاصله جغرافیایی استان‌ها از یکدیگر و میزان رشد اقتصادی مناطق نیز یک ارتباط منفی وجود دارد. در واقع مناطق اصلی رشد در فواصل نسبتاً زیادی از یکدیگر قرار دارند و این موضوع موجب واگرایی بیشتر مناطق مرکزی با مناطق جنوب شرقی و شمال غربی گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه‌های جامعه روستایی و نقش آن در توسعه اقتصادی با رویکرد گردشگری خلاق مطالعه موردی: روستاهای گردشگرپذیر بخش مرکزی ابهر</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734504.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه‌های جامعه روستایی در توسعه اقتصادی با بهره‌گیری از توانمندی‌های گردشگری خلاق روستایی است. جامعه آماری تحقیق خانواده‌های ساکن در روستاهای گردشگرپذیر دارای شاخص‌های گردشگری خلاق در بخش مرکز شهرستان‌ ابهر (استان زنجان) است که با توجه به داده‌های سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1395) بالغ 1850 خانوار بوده که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 272 مورد به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه بسته محقق ساخته به شیوه تصادفی ساده در روستاهای نمونه توزیع گردید. تحقیق حاضر از نوع پژوهش‌های کاربری بوده و از لحاظ روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. روایی گویه‌های پرسش‌نامه با بهره‌گیری از دیدگاه و نظرات متخصصین بررسی شده و میزان پایایی گویه‌های تحقیق با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به میزان 895/0 در ابعاد سرمایه های روستایی و 864/0 در شاخص اقتصاد محلی محاسبه شده است. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پرسشنامه‌ای از آزمون‌های آماری t تک نمونه-ای، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان داد که از بین سرمایه‌های جامعه روستایی، سرمایه‌های طبیعی (7723/3)، اجتماعی (7582/3) و مالی (6332/3) روستاهای نمونه بیشترین نقش را در توسعه گردشگری خلاق در منطقه مورد ایفا کرده‌اند. از طرفی دیگر، نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که بین اثرات اقتصادی گردشگری و ابعاد سرمایه‌های فیزیکی (246/0)، مالی (206/0)، طبیعی (372/0) و اجتماعی (248/0) رابطه معناداری در سطح 99 درصد وجود داشت. همچنین، نتایج آزمون رگرسیون با توجه به مقدار ضریب تعیین به میزان 66/0 بیانگر تاثیر مثبت ابعاد سرمایه‌های جامعه روستایی در اثرات گردشگری در اقتصاد محلی در روستاهای مورد مطالعه است و به ترتیب سرمایه‌های طبیعی (507/0)، مالی (368/0) و فیزیکی (329/0) بیشترین تاثیر را در توسعه اقتصاد روستایی از طریق گردشگری برجا گذاشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مزیت نسبی و اولویت‌بندی محصولات زراعی و باغی در روستاهای شهرستان ملکان با رویکرد ماتریس تحلیل سیاستی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734505.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل و اولویت‌ بندی مزیت نسبی محصولات زراعی و باغی شهرستان ملکان انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و میدانی می‌باشد. جامعه آماری شامل ۴۰ نفر کشاورز فعال در روستاهای مختلف شهرستان ملکان است که با روش هدفمند و گلوله‌ برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه  و منابع ثانویه جمع‌آوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از ماتریس تحلیل سیاستی (PAM)  انجام شد؛ این ماتریس امکان ارزیابی سودآوری خصوصی و اجتماعی، بهره‌وری منابع و تأثیر سیاست‌های حمایتی دولت را فراهم می‌آورد. محصولات باغی و زراعی مورد بررسی شامل بادام، گندم دیم، انگور، آلو و یونجه هستند که بر اساس شاخص‌های مزیت نسبی (DRC کمتر از 1 برای بادام و گندم دیم)، بهره‌ وری مصرف آب (ارزش افزوده آب بادام حدود ۴۰۰ هزار تومان به ازای هر متر مکعب) و حساسیت به نوسانات نرخ ارز (حداقل نرخ ارز مورد نیاز برای حفظ مزیت) رتبه‌بندی شدند. نتایج نشان داد بادام با بیشترین مزیت نسبی و بهره‌وری آب، به عنوان محصول برتر شناخته شده است. گندم دیم و انگور به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند و نقش مهمی در پایداری اقتصادی و بازار صادراتی ایفا می‌کنند. آلو و یونجه در رتبه‌های پایین‌تر قرار گرفته‌اند که به دلیل بهره‌وری کمتر و حساسیت بالاتر به نوسانات ارزی، نیازمند سیاست‌های حمایتی ویژه می‌باشند. پیشنهادات تحقیق شامل توسعه محصولات با مزیت نسبی بالا، بهبود سیاست‌های حمایتی، مدیریت ریسک ارزی و بهینه‌سازی مصرف منابع آب است که می‌تواند زمینه‌ساز توسعه پایدار کشاورزی و ارتقاء معیشت کشاورزان شهرستان ملکان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختار و محتوای پژوهش های آسایش حرارتی شهری از نگاه پژوهش های داخلی و بین المللی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734506.html</link>
      <description>در پی افزایش گرمایش جهانی، تشدید اثرات تغییرات اقلیمی و گسترش پدیده‌هایی نظیر جزایر حرارتی شهری، مقوله آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری به‌عنوان یکی از موضوعات کلیدی در برنامه‌ریزی و طراحی شهری پایدار مطرح شده است. هدف این پژوهش، تحلیل ساختاری و محتوایی مطالعات انجام‌شده در حوزه آسایش حرارتی شهری با رویکردی تطبیقی میان پژوهش‌های داخلی و بین‌المللی در بازه زمانی ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ (مطابق با ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ میلادی) است. برای دستیابی به این هدف، ۱۴۵ مقاله شامل ۹۷ مقاله بین‌المللی و ۴۸ مقاله فارسی با بهره‌گیری از چارچوب نظام‌مند روش‌شناسی PRISMA انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در سطح بین‌المللی، پژوهش‌ها به‌طور فزاینده‌ای به‌سمت بهره‌گیری از الگوریتم‌های داده‌محور و مدل‌های یادگیری ماشین مانند XGBoost، LightGBM، Random Forest و شبکه‌های عصبی عمیق حرکت کرده‌اند. این مطالعات با تمرکز بر موضوعاتی چون اقلیم شهری، الگوی ریخت‌شناسی فضا، ویژگی‌های فیزیولوژیکی افراد، سنجش از دور و تحلیل داده‌های چندمقیاسی، به ارائه مدل‌های پیش‌بینی دقیق و پشتیبان تصمیم‌گیری‌های شهری پرداخته‌اند. در مقابل، پژوهش‌های داخلی بیشتر مبتنی بر مطالعات تجربی، برداشت‌های میدانی و تحلیل‌های آماری سنتی هستند و از شاخص‌هایی چون PMV، PET و UTCI برای سنجش آسایش بهره می‌برند، ضمن آنکه تأکید زیادی بر شرایط خاص اقلیمی ایران دارند. این تفاوت‌ها نشانگر شکاف قابل‌توجهی در سطح روش‌شناسی، ابزارها و دامنه تحلیل میان مطالعات داخلی و بین‌المللی است. این پژوهش با شناسایی روندهای کلان، خلأهای موجود، و فرصت‌های پژوهشی، ضرورت تلفیق تجربیات بومی با ظرفیت‌های مدل‌سازی پیشرفته جهانی را مورد تأکید قرار داده و چشم‌اندازهایی برای بهبود کیفیت مطالعات آسایش حرارتی در ایران ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر فعالیت‌های گردشگری بر معیشت‌های محلی و کاهش فقر در روستاهای اطراف جنگل ارسباران: یک مطالعه موردی در تبریز</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734507.html</link>
      <description>این مطالعه به بررسی تأثیر فعالیت‌های گردشگری بر معیشت‌های محلی و کاهش فقر در روستاهای اطراف جنگل ارسباران در شهرستان تبریز پرداخت. با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده از ۳۸۴ خانوار، این تحقیق به تحلیل روابط میان متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و محیطی و تأثیر آنها بر نتایج معیشتی، از جمله درآمد، امنیت غذایی و دسترسی به خدمات اجتماعی می‌پردازد. در این مطالعه، برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از پرسشنامه‌ها، از روش‌های آماری توصیفی و تحلیلی استفاده شد. ابتدا، داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS  تجزیه و تحلیل شدند. این نرم‌افزار به‌طور گسترده‌ای برای تحلیل داده‌های اجتماعی و اقتصادی به کار می‌رود و امکانات متنوعی برای انجام تحلیل‌های آماری فراهم می‌کند.در مرحله بعد، برای بررسی روابط بین متغیرها و تأثیر آنها بر نتایج معیشتی خانوارها، از مدل‌های رگرسیونی چندمتغیره استفاده شد. این مدل‌ها به تحلیل اثرات متغیرهای مستقل (عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی) بر متغیر وابسته (نتایج معیشتی) کمک کردند. همچنین از تحلیل ANOVA برای مقایسه میانگین‌ها و کشف تفاوت‌های معنادار بین گروه‌ها استفاده شد.نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که فعالیت‌های گردشگری، به‌ویژه در زمینه‌های خدمات اقامتی، صنایع دستی و پذیرایی، تأثیرات مثبت و قابل توجهی بر درآمد خانوارها دارند. به‌علاوه، عواملی نظیر جنسیت، سن، اندازه خانوار و دسترسی به اعتبار و بازار، به‌طور معناداری بر مشارکت خانوارها در فعالیت‌های گردشگری و در نتیجه بر بهبود وضعیت معیشتی آنها تأثیرگذار بوده‌اند. به‌خصوص، مردان به‌دلیل دسترسی بیشتر به فرصت‌های شغلی در بخش گردشگری، درآمد بیشتری نسبت به زنان کسب کرده‌اند. با این حال، این مطالعه همچنین چالش‌هایی را شناسایی کرده است که شامل عدم توازن در توزیع منافع و وجود فقر پایدار در میان برخی از جوامع محلی می‌باشد. این موضوع نشان‌دهنده این است که علی‌رغم پتانسیل‌های بالای گردشگری، هنوز گروه‌هایی از ساکنان به طور کامل از مزایای اقتصادی این فعالیت‌ها بهره‌مند نیستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند توسعه بخش حمل ‌و ‌نقل استان آذربایجان غربی در سال‌های 1396-1400</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734508.html</link>
      <description>سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل ابزاری بسیار مهم در جهت توسعه منطقه‌ای می‌باشد در این راستا استان آذربایجان غربی به دلایل داشتن موقعیت جغرافیایی خاص، امکانات بالقوه‌ای را جهت تمرکز بر روی بخش حمل‌ونقل و افزایش درآمدهای ترانزیتی ناشی از جابجایی مسافر و بار را دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی روند توسعه بخش حمل‌و‌نقل استان آذربایجان‌ غربی در سال‌های 1396-1400 می‌باشد. روش پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی می‌باشد که در جهت گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای استفاده‌شده است. در جهت جمع‌آوری داده‌های این پژوهش از داده‌های آماری سالنامه‌های آماری مرکز آمار ایران طی سال‌های 1396 الی 1400 استفاده‌شده است. ابزار گردآوری داده‌های این پژوهش به‌صورت فیش‌برداری می‌باشد. برای تعیین سطح اثرگذاری و روابط متقابل شاخص‌های پژوهش از ماتریس دیمتل و نرم‌افزار DNAP استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل داده‌های گردآوری‌شده در این پژوهش به‌صورت کمی و از طریق مدل تصمیم‌گیری ویکور انجام‌شده است. برای تشکیل ماتریس اولیه مدل ویکور، از داده‌های آماری استان آذربایجان‌ غربی استفاده ‌شده است. نتایج این پژوهش نشانگر این است که در بخش حمل‌ونقل استان آذربایجان‌ غربی در رابطه با معیارهای زیرساختی نظیر معیارهای آزادراه، بزرگراه، راه اصلی، راه فرعی و راه آسفالت روستایی در استان آذربایجان ‌غربی با پیشرفت قابل‌توجهی روبه‌رو بوده‌ایم و همچنین مطابق نتایج مدل ویکور، رتبه‌بندی سال‌های مورد بررسی نشانگر این است که به دلیل همه‌گیری ویروس کرونا و قرنطینه شدن کشور و به‌تبع آن کاهش میزان مسافر، سفر و بار جا به‌ جا شده در استان، این بخش با سیر نزولی همراه بوده که با رفع همه‌گیری ویروس کرونا در انتهای سال 1399، میزان آمارهای بخش حمل‌ونقل استان آذربایجان غربی با سیر صعودی همراه بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پویایی مقصدهای گردشگری در جغرافیای اقتصادی فرگشتی: مروری مفهومی-تحلیلی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734509.html</link>
      <description>گردشگری، به‌عنوان یکی از پویاترین بخش‌های اقتصاد جهانی، همواره در حال تغییر و بازآفرینی است. مقصدهای گردشگری در سراسر جهان مسیرهای فرگشتی متنوعی را دنبال می‌کنند. با وجود گسترش مباحث نظری در سطح جهانی، پژوهش‌های انجام‌شده درباره مقصدهای گردشگری در ایران همچنان با ضعف‌های نظری، پراکندگی مفهومی و نبود انسجام تحلیلی مواجه است. چارچوب‌های کلاسیک، به‌ویژه مدل چرخه حیات منطقه گردشگری (TALC) باتلر، پایه‌های مهمی برای مطالعات مقصد فراهم کرده‌اند، اما در تبیین پیچیدگی، ناهمگنی و پویایی غیرخطی سیستم‌های گردشگری ناکارآمد هستند. این محدودیت نشان‌دهنده نیاز به چشم‌اندازهای نظری جدید است. این مطالعه، جغرافیای اقتصادی فرگشتی (EEG) را به‌عنوان یک الگوی نویدبخش برای پیشبرد پژوهش درباره فرگشت مقصدهای گردشگری معرفی می‌کند. EEG بر سه مفهوم مرتبط- وابستگی مسیر، داروینیسم تعمیم‌یافته و نظریه پیچیدگی- بنا شده است تا بررسی کند مقصدها چگونه در طول زمان رشد، فرگشت می‌یابند. با استفاده از رویکرد مرور روایتی، این تحقیق به‌طور نظام‌مند ادبیات علمی منتشرشده بین سال‌های ۱۹۹۵ تا نیمه ۲۰۲۵ را تحلیل کرده است. در این چارچوب، مقصدها به‌عنوان سیستم‌های پیچیده سازگارشونده در نظر گرفته می‌شوند که تحت تأثیر تعاملات چندسطحی میان فعالیت انسانی، ساختارهای نهادی و شرایط محیطی شکل می‌گیرند و در نتیجه هم در معرض تغییرات تدریجی و هم تغییرات ناگهانی و پیشگامانه قرار دارند. مفاهیمی مانند خلق مسیر، قفل‌شدگی و هم‌تکاملی، این نگاه را غنی‌تر می‌کنند و توضیح می‌دهند که گردشگری چگونه در ارتباط با سیستم‌های اجتماعی و اقتصادی گسترده‌تر فرگشت می‌یابد. کاربرد EEG نه‌تنها انسجام تحلیلی بیشتری فراهم می‌آورد، بلکه پایه‌ای مستحکم برای مطالعات موردی در مقاصد گردشگری در ایران ایجاد می‌کند در مجموع، این رویکرد به‌عنوان یک دیدگاه نظری نوین، قادر است خلأ مفهومی موجود در مطالعات گردشگری ایران را جبران کرده و افق‌های تازه‌ای برای پژوهش‌های آینده باز کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات ریسک کشوری و توسعه مالی بر نابرابری درآمد در ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734510.html</link>
      <description>نابرابری درآمد به توزیع نامتوازن یا نامتناسب درآمد در میان افراد مختلف یا بخش‌های یک جمعیت در یک منطقه جغرافیایی مفروض اشاره دارد. این مفهوم نه‌تنها یک معیار اساسی برای بی‌عدالتی اقتصادی یا فرصت‌های نابرابر به-شمار می‌رود، بلکه شاخص مهمی برای رونق و رفاه کلی جامعه نیز محسوب می‌شود. هدف این مقاله بررسی اثرات ریسک کشوری و توسعه مالی بر نابرابری درآمد در ایران در دوره زمانی 1363-1402 است. برای این‌ منظور، پس از انجام آزمون‌های ریشه واحد، مدل مربوطه با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه‌های توزیعی غیرخطی (NARDL) برآورد گردید. نتایج حاصل از برآورد مدل نشان داد که در بلندمدت اثر تغییرات مثبت و منفی ریسک کشوری بر نابرابری درآمد مثبت و معنی‌دار است؛ به‌نحوی‌که افزایش ریسک کشوری منجر به افزایش نابرابری درآمد و کاهش ریسک کشوری منجر به کاهش نابرابری درآمد می‌شود. همچنین اثر تغییرات مثبت و منفی توسعه مالی بر نابرابری درآمد منفی و معنی‌دار است؛ به‌طوری‌که با بهبود توسعه مالی، نابرابری درآمد کاهش و با وخامت توسعه مالی، نابرابری درآمد افزایش می‌یابد. درعین‌حال نتایج نشان داد که اثرات نرخ تورم و بازبودن تجارت بر نابرابری درآمد مثبت و معنی‌دار است، درحالی‌که اثرات تولید ناخالص داخلی سرانه و مخارج دولت بر نابرابری درآمد منفی و معنی‌دار است.  همچنین اثر تغییرات مثبت و منفی توسعه مالی بر نابرابری درآمد منفی و معنی‌دار است؛ به‌طوری‌که با بهبود توسعه مالی، نابرابری درآمد کاهش و با وخامت توسعه مالی، نابرابری درآمد افزایش می‌یابد. درعین‌حال نتایج نشان داد که اثرات نرخ تورم و بازبودن تجارت بر نابرابری درآمد مثبت و معنی‌دار است، درحالی‌که اثرات تولید ناخالص داخلی سرانه و مخارج دولت بر نابرابری درآمد منفی و معنی‌دار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش صندوق‌های اعتبار خرد در تقویت توانمندی‌های زنان روستایی (مورد مطالعه‌: شرکت تعاونی زنان شهرستان نهاوند)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734511.html</link>
      <description>توسعه اقتصادی هر کشوری به‌شدت به منابع انسانی آن وابسته است. با توجه به اینکه زنان نیمی از این منابع انسانی را تشکیل می‌دهند، مشارکت فعال آن‌ها در فرآیند توسعه، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. یکی از راه‌های مؤثر برای مشارکت زنان روستایی، ایجاد کسب ‌وکارهای کوچک و خوداشتغالی است. صندوق‌های اعتبار خرد به عنوان یکی از ابزارهای مهم توانمندسازی، نقش بسزایی در تحقق این هدف ایفا می‌کنند. جامعه آماری پژوهش، شرکت تعاونی زنان روستای بیان شهرستان نهاوند است که دارای 500 عضو از 5 روستا و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 196زن می باشد. هدف پژوهش، تحلیل نقش صندوق‌های اعتبار خرد در تقویت توانمندی‌های زنان روستایی است. متغیر مستقل، صندوق اعتبارات خرد با دو شاخص خدمات مالی و غیر مالی و متغیر مستقل، توانمندسازی زنان با سه شاخص توانمندسازی اقتصادی، توانمندسازی اجتماعی فرهنگی و توانمندسازی فردی روانشناختی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین رتبه، آزمون های تی تک نمونه ای و مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار AMOS انجام شد. نتایج نشان می‌دهد میانگین متغیرهای توانمندسازی زنان و عملکرد صندوق اعتبارات خرد بالاتر از حد متوسط ارزیابی شده است و بیشترین میانگین مربوط به توانمندسازی اجتماعی و فرهنگی(59/4) و کمترین، مربوط به خدمات غیر مالی صندوق (36/4) می باشد. با توجه به تحلیل معادلات ساختاری، ضریب مسیر میان متغیر صندوق اعتبارات خرد و توانمندسازی زنان روستایی برابر با 5/0 بدست آمد که نشان‌دهنده‌ تأثیر مستقیم، مثبت و نسبتاً قوی بین این دو متغیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاندیشی در رژیم نئولیبرال سیاست گذاری مسکن شهری ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_734512.html</link>
      <description>در اکثر کشورها مسکن عمدتاً از طریق مکانیسم‌ های بازار تولید می‌شود، اغلب بر دولت‌ ها فشار وارد می‌شود تا سیاست‌ ها و برنامه هایی را برای مقابله با مشکلات طراحی کنند. با این حال، اولویت بازار می تواند دستیابی به اهداف سیاست عمومی را دشوار کند. هدف از سیاست های بخش مسکن چگونگی بازاندیشی در فرآیند سیاست گذاری مسکن در ایران می باشد تا مساکن قابل استطاعت در اختیار گروه های هدف قرار گیرد. این پژوهش براساس هدف، بنیادی و ماهیتاً کیفی است و با اتخاذ رویکرد تبیینی و تحلیل محتوای قیاسی به مرور و تحلیل سیستماتیک منابع و متون در زمینه موضوع می پردازد. بطوری که با مفروض گرفتن تعریف های مشخص به مطالعه و استخراج متون پرداخته شد. در گام دوم بازیابی منابع بر اساس کلید واژگان، عنوان و چکیده انجام شد و در مرحله سوم تحلیل و چارچوب مفهومی با استفاده از نرم افزار مکس کیو دی ای جهت استخراج کلیدواژگان اصلی تدوین شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد قبل از هرنوع سیاست‌گذاری می‌بایستی نظام فکری- اجرایی سیاست‌گذاران منبعث از ساختارهای نئولیبرالیستی و اقتصادسیاسی فضا در راستای حل مشکلات مسکن، با تعدیل رژیم حاکم با اصول مقررات‌گذاری، تأمین مستقیم دولتی در مواقع نیاز و عدم مداخله در مواقع عدم نیاز، تأمین مالی و یارانه‌ای، گفتمان محوری، دادن اطلاعات و راهنمایی، مسئولیت پذیری، شناخت ویژگی های گروه های هدف، تعدیل مشکلات اجتماعی- اقتصادی، مدیریتی، محیطی- کالبدی باشد. در کشور ایران این اصول بدلیل عدم اولویت بودن حق سکونت برابر شهروندان قابلیت اجرایی پیدا نکرده است و فضاها و مساکن شکل گرفته به دور از اصول حق، رفاه، برابری و پایداری شکل گرفته‌اند .</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رسانه های اجتماعی بر توسعه‌ی گردشگری، مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری شرق استان گیلان</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_735319.html</link>
      <description>رسانه‌‌های اجتماعی با توجه به دارا بودن قدرت تعاملی بالا، دسترسی به مخاطبان جهانی را برای ساکنان روستاهای گردشگری فراهم می‌کند. رسانه‌‌های اجتماعی با توجه به دارا بودن قدرت تعاملی بالا، دسترسی به مخاطبان جهانی را برای ساکنان روستاهای گردشگری فراهم می‌کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش رسانه‌های اجتماعی بر توسعه‌ی گردشگری شرق استان گیلان است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی-همبستگی بوده و برای گردآوری داده‌ها از روش‌های کتابخانه-ای و میدانی استفاده شده است. جامعه‌ی آماری تحقیق سرپرستان خانوار هفت روستای هدف گردشگری شرق استان گیلان می‌باشد. بر اساس سرشماری سال 1395 مجموع خانوارهای ساکن در این روستاها 1374 خانوار است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونه لازم جهت تکمیل پرسشنامه 385 مورد محاسبه شده است. روایی صوری پرسشنامه از دیدگاه متخصصان بررسی شده و پایایی متغیرها از طریق ضریب آلفا‌ی کرونباخ به میزان 85 % محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل کمی داده‌ها از آزمون-های آماری نظیر (t تک نمونه‌ای، رگرسیون، کروسکال‌والیس) بهره گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی سبب تأثیرگذاری مثبت در شاخص‌های تعاملات (3.1740)، شبکه‌سازی (3.7781)، اقتصادی (3.4527)، اجتماعی (3.4915) و تأثیرگذاری منفی در شاخص دامنه دسترسی (2.1693) و نهادی (2.7499) گردیده است. همچنین در مدل برازش رگرسیونی، ضریب تعیین برابر با (0.955)، بوده است که نشان‌دهنده‌ی ‌تاثیر مثبت رسانه‌های اجتماعی بر ابعاد متغیرهای مستقل تحقیق می‌باشد. رتبه‌بندی آزمون کروسکال‌والیس نیز نشان می‌دهد که به ترتیب روستاهای حسن‌سرا و سرولات شهرستان رودسر بیشترین تاثیر و روستای انبارسر شهرستان آستانه‌اشرفیه کمترین تأثیر را از رسانه‌های اجتماعی در توسعه‌ی گردشگری پذیرفته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای اقتصادی مهاجرت به روستاهای شهرستان رودبار</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736119.html</link>
      <description>طی سالهای اخیر تحولات اقتصادی بر روند مهاجرت از شهر به روستا در کشور ایران مؤثر بوده است به طوری که افزایش قیمت املاک مسکونی و افزایش اجاره بها و سرمایه گذاری در بخش تولیدات روستایی و احداث کارگاههای اقتصادی زودبازده از جمله مهمترین فاکتورهای اقتصادی می باشد که زمینه ساز مهاجرت از شهر به روستا را فراهم نموده است. هدف این پژوهش بررسی پیامدهای اقتصادی مهاجرت به روستاهای شهرستان رودبار می باشد که به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است. بخشی از اطلاعات از سازمانها و نهادهای محلی و بصورت مصاحبه حضوری و بخش دیگر با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع آوری گردید.جامعه آماری کلیه مهاجرین شهرستان رودبار و جامعه نمونه 378 نفر از مهاجرین است. توان اقتصادی روستاها و تحولات اقتصادی شهرها دو عامل مهم مهاجرت در محدوده مورد مطالعه می باشد. ارزان بودن زمین ومسکن واجاره بها در روستا، ارائه تسهیلات برای ساخت مسکن بادوام و وجود مواد اولیه مورد نیازجهت راه اندازی بنگاههای اقتصادی کوچک و زودبازده از جمله عواملی است که در ایجاد انگیزه مهاجرت از شهر به روستاهای شهرستان رودبار موثر بوده است. نتایج نشان می دهد افزایش قیمت اماکن مسکونی در شهر مهمترین تحولات اقتصادی شهر و تأثیرگذار در مهاجرت از شهر به روستا بوده و ارزان بودن زمین مسکن و اجاره بها در روستا مهمترین فاکتور توان اقتصادی روستا و مؤثر در مهاجرت از شهر به روستا بوده است.  در نهایت مشخص شد قیمت زمین، مسکن و اجاره بها و سپس دریافت تسهیلات برای ساخت مسکن بادوام و در نهایت درآمد مهمترین پیامدهای اقتصادی مهاجرت به روستا در محدوده مورد مطالعه می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر آزادسازی تجاری و متغیرهای کلان اقتصادی بر سرمایه‌گذاری داخلی با در نظر گرفتن اثر آستانه‌ای در دو رژیم حدی(مطالعه موردی کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه تولیدکننده علم)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736205.html</link>
      <description>آزادسازی تجاری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ادغام اقتصاد جهانی، می‌تواند آثار متفاوت و گاه متناقضی بر سرمایه‌گذاری داخلی کشورها برجای گذارد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر آزادسازی تجاری و متغیرهای کلان اقتصادی بر سرمایه‌گذاری داخلی با تأکید بر وجود اثرات غیرخطی و آستانه‌ای در کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه تولیدکننده علم است. جامعه آماری پژوهش شامل ۵۷ کشور (۲۰ کشور توسعه‌یافته و ۳۷ کشور درحال‌توسعه) در بازه زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲ می‌باشد که بر اساس پایگاه SCImago Journal &amp;amp;amp; Country Rank انتخاب شده‌اند. داده‌های موردنیاز از بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول استخراج و با استفاده از نرم‌افزارهای EViews و MATLAB تحلیل شده‌اند. برای برآورد مدل از رویکرد رگرسیون انتقال ملایم تابلویی (PSTR) استفاده شده است که امکان بررسی روابط غیرخطی و وابسته به رژیم را فراهم می‌سازد. نتایج آزمون‌های مانایی و همجمعی، وجود رابطه بلندمدت میان متغیرها را تأیید می‌کند و آزمون‌های خطی بودن نیز نشان‌دهنده کفایت مدل غیرخطی PSTR با یک تابع انتقال و یک حد آستانه‌ای برای هر دو گروه کشورهاست. یافته‌های تجربی حاکی از آن است که در کشورهای توسعه‌یافته، آزادسازی تجاری در هر دو رژیم حدی پایین و بالا اثر مثبت و معناداری بر سرمایه‌گذاری داخلی دارد. در مقابل، در کشورهای درحال‌توسعه، اثر آزادسازی تجاری تنها در رژیم حدی پایین مثبت و معنادار بوده و در سطوح بالاتر آزادسازی، این اثر تضعیف می‌شود. همچنین متغیرهایی نظیر تسهیلات اعتباری، رشد اقتصادی و نرخ بهره واقعی نقش تعیین‌کننده‌ای در توضیح رفتار سرمایه‌گذاری داخلی دارند، در حالی که نرخ تورم در هیچ‌یک از دو گروه کشورها اثر معناداری نشان نمی‌دهد. نتایج این مطالعه بر ضرورت اجرای تدریجی سیاست‌های آزادسازی تجاری همراه با تقویت زیرساخت‌های مالی و نهادی، به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دانش و هویت برند در ایجاد ارزش ویژه برند مشتری محور با میانجی گری ارزش برند کارکنان در صنعت هتلداری کشور عراق</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736223.html</link>
      <description>ارزش ویژه برند مبتنی بر کارکنان مفهومی است که بر نقش و تأثیر کارکنان در تقویت و توسعه برند تمرکز دارد. این مفهوم نشان‌دهنده میزان تعهد، شناخت و تعامل کارکنان با برند است که می‌تواند به طور مستقیم بر عملکرد کلی سازمان تأثیر بگذارد. از طرفی هویت و دانش برندها مجموعه ای از انتظارات را در ذهن مصرف کنندگان و کارکنان سازمان ایجاد می کند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش دانش برند و هویت برند در ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری با در نظر گرفتن نقش واسطه‌ای ارزش ویژه برند مبتنی بر کارکنان در صنعت هتلداری کشور عراق است. اهمیت این تحقیق از آن جهت است که در صنعت رقابتی هتلداری، ارزش برند نه تنها از دید مشتریان بلکه از دید کارکنان نیز عامل کلیدی در موفقیت سازمان به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی–پیمایشی است. برای جمع‌آوری داده‌های این تحقیق، پرسشنامه‌ای با 30 گویه در میان 350 پاسخ‌دهنده از هتل‌های کشور عراق توزیع شد. پاسخ‌دهندگان بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM)  با نرم‌افزار SmartPLS استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که دانش برند و هویت برند تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش ویژه برند مبتنی بر کارکنان دارند و این متغیر به نوبه خود نقش میانجی قابل توجهی در تأثیر این عوامل بر ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری ایفا می‌کند. یافته‌ها بیانگر آن است که تقویت دانش و هویت برند در میان کارکنان می‌تواند به بهبود ادراک مشتریان از برند و افزایش وفاداری آنان منجر شود. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود مدیران هتل‌ها از طریق آموزش، ارتباطات درون‌سازمانی مؤثر و برنامه‌های برندسازی داخلی، ارزش برند را هم در سطح کارکنان و هم در سطح مشتریان ارتقا دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی الگوی رفتار مصرف کننده پوشاک ورزشی دربستر تحولات اقتصادی و فرهنگی ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736224.html</link>
      <description>مشاهدات میدانی مبنی بر روند منفی رفتار مصرف‌کنندگان پوشاک ورزشی در ایران جایی که چالش‌هایی مانند کاهش فروش و کمبود اعتماد ، ضرورت طراحی الگویی برای تغییر نگرش و ایجاد رفتارهای مثبت را ایجاب می‌کند. هدف این پژوهش طراحی مدل کیفی رفتار مصرف‌کننده در خرید پوشاک ورزشی بود. پارادایم تحقیق پست مدرن (تفسیری) و استراتژی تحلیل تماتیک و ابزار گردواری اطلاعات مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه مدیریت ورزشی، بازاریابی ورزشی و رفتار مصرف‌کننده بود به عنوان جامعه آماری پژوهش بود. که 15 نفر از این جامعه با روش نمونه‌گیری هدفمند تا حد اشباع نظری داده ها به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات کدگزاری دستی و ترسیم بصری روابط مقولات و مفاهیم  از طریق ابزارهای ترسیم نمودارکیفی در وب سایت های علمی صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد چالش‌های اصلی، شامل کاهش اعتماد به اینفلوئنسرها (ضریب اهمیت ۵۱)، عدم شفافیت تبلیغات (۴۳) و عدم تطابق تبلیغات با نیازها (۳۷) بودند. عوامل کلیدی مؤثر بر اعتبار مدل، شامل کاهش اعتماد (۶۸)، عدم شفافیت (۵۴) و مسائل اقتصادی (۴۸) بودند. راهکارهای پیشنهادی شامل روش‌های ترکیبی (۵۵)، روش‌های کمی (۵۱) و ابزارهای دیجیتال (۴۸) بودند. نتایج نشان‌دهنده پیچیدگی رفتار مصرف‌کننده در بازار ایران است که تحت تأثیر عوامل اقتصادی مانند تورم و عوامل فرهنگی قرار دارد. تغییرات سریع رفتار مصرف‌کننده نیازمند مدل‌های انعطاف‌پذیر است. این یافته‌ها نه تنها شکاف‌های پژوهشی را پر می‌کنند، بلکه راهنمایی عملی برای برندها و پژوهشگران ارائه می‌دهند تا با استفاده از روش‌های ترکیبی، دیجیتال و اخلاق‌محور، مدل‌هایی معتبر و کاربردی طراحی کنند. پیشنهاد می‌شود برندها از تبلیغات شفاف و شخصی‌سازی‌شده استفاده کنند و مدل‌ها با نظارت بلندمدت به‌روزرسانی شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عامل‏های مؤثر بر تمایل رفتاری باغداران نسبت به فروش محصولات خود به صنایع تبدیلی و تکمیلی در شهرستان کوهدشت</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736249.html</link>
      <description>هدف اصلی این پژوهش مدل‌سازی عامل‏های مؤثر بر تمایل رفتاری باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنابع تبدیلی و تکمیلی در میان باغداران بخش مرکزی شهرستان کوهدشت با استفاده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه‏ریزی بود. جامعه آماری، شامل کلیه باغداران بخش مرکزی شهرستان کوهدشت استان لرستان (1000N=) بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 270 باغدار با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‏ای با انتساب متناسب انتخاب شد. ابزار جمع‌آوری داده‏ها پرسشنامه بوده که روایی آن بر اساس نظر اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین شد. از طرفی، از شاخص میانگین واریانس استخراج شده (AVE) برای تعیین روایی سازه و شاخص پایایی ترکیبی (CR) برای تعیین پایایی مدل استفاده شد. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای نگرش و هنجار ذهنی، 84 درصد از تغییرات متغیر تمایل باغداران نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به صنایع تبدیلی و تکمیلی را پیش‏بینی کردند. همچنین بر اساس نتایج به دست آمده از تئوری توسعه یافته رفتار برنامه‏ریزی شده، متغیر نگرش با 64 درصد اثر مستقیم یشترین تاثیر را بر تمایل باغداران نسبت فروش بدون واسطه محصولات خود دارد، در این راستا توصیه می-گردد با آگاهی بخشی و ترویج اطلاعات از انواع صنایع تبدیلی و تکمیلی و ابعاد فعالیت آن‌ها،  نگرش کشاورزان و باغداران را نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به این صنایع تغییر و یا بهبود بخشید. در این راستا توصیه می-گردد با آگاهی بخشی و ترویج اطلاعات از انواع صنایع تبدیلی و تکمیلی و ابعاد فعالیت آن‌ها،  نگرش کشاورزان و باغداران را نسبت به فروش بدون واسطه محصولات خود به این صنایع تغییر و یا بهبود بخشید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اندازه بهینه دولت بر اشتغال بخش خدمات در ایران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736250.html</link>
      <description>تعیین میزان رشد بهینه مخارج دولت و اندازه مناسب آن، از موضوعات برجسته در حوزه اقتصاد بخش عمومی است. از ابزارهای اصلی دخالت دولت در اقتصاد، اجرای سیاست‌های مالی و تخصیص منابع برای انجام مخارج مختلف می‌باشد. مقدار مخارج دولت و نحوه تخصیص آن به بخش‌های مختلف اقتصادی، به طور مستقیم و غیرمستقیم بر متغیرهای کلان اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی، و اشتغال تأثیرگذار است. اقتصاد ایران، به دلیل ساختار خاص خود، در بخش خدمات نقش مهمی دارد. این بخش به عنوان یکی از بزرگترین بخش‌های اقتصادی کشور، نقش برجسته‌ای در ایجاد اشتغال و تأمین نیازهای جامعه ایفا می‌کند. بنابراین، هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی اثر اندازه بهینه دولت بر اشتغال در بخش خدمات اقتصاد ایران است. در این پژوهش، برای تعیین اندازه بهینه دولت از روش کنترل بهینه استفاده شده است. داده‌های مورد استفاده در این تحقیق مربوط به دوره زمانی 1360 تا 1398 است. پس از تعیین اندازه بهینه دولت، اثر آن بر اشتغال در بخش خدمات با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی (ARDL) مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که اندازه بهینه دولت در کوتاه‌مدت (وقفه‌های 1 و 2) اثر مثبت و معناداری بر اشتغال بخش خدمات دارد. همچنین، در بلندمدت نیز تأثیر اندازه بهینه دولت بر اشتغال این بخش مثبت و معنادار است. مقایسه نتایج نشان می‌دهد که میزان اثرگذاری اندازه دولت بر اشتغال در حالت بهینه، نسبت به وضعیت موجود، بیشتر است. این یافته نشان می‌دهد که توجه به تعیین و اجرای اندازه بهینه دولت می‌تواند به بهبود شاخص‌های اشتغال در بخش خدمات کمک کند. در کل، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که مدیریت صحیح و تخصیص منابع بهینه از طرف دولت، می‌تواند به بهبود شرایط اشتغال و بهره‌وری در بخش خدمات انجامیده و در نهایت به رشد اقتصادی کشور کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر قیمت مسکن در مناطق شهری اردبیل با تاکید بر مدل هدانیک</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736251.html</link>
      <description>ارزیابی قیمت املاک و مستغلات همیشه یک موضوع محبوب در جغرافیای اقتصادی و اقتصاد زمین شهری است روش قیمت‌گذاری هدانیک جزء بهترین روش‌ها محسوب می‌شود که به عنوان مجموع قیمت‌های ضمنی، ویژگی‌های یک کالا تعبیر می‌شود. این قیمت مستقیما غیر قابل مشاهده است که اغلب به آنها قیمت‌های سایه‌ای گفته می‌شود. در حالی که عوامل و ویژگی‌های تعیین کننده قیمت مسکن مورد توجه بسیاری از برنامه‌ریزان و سیاستگذاران قرار دارد، قیمت مسکن بسیار در نوسان بوده و پیش‌بینی آن دشوار است. در این میان مدل قیمت هدانیک نقش مهمی در تعیین قیمت مسکن ایفا می‌کند. در همین راستا پژوهش حاضر که از نوع توصیفی و تحلیلی بود با هدف بررسی و تعیین میزان اثرگذاری ویژگی‌های موثر بر قیمت مسکن در مناطق شهری اردبیل با تاکید بر مدل هدانیک و با روش عینی و دهنی مد نظر قرار گرفت. جامعه آماری آن شهروندان اردبیل بود که بر اساس فرمول کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه آماری تعیین شد. پرسشنامه محقق ساخته از نوع طیف لیکرت پنج گزینه‌ای متشکل از 24 سوال در اختیار نمونه آماری قرار گرفت. پس از گردآوری داده‌ها، از طریق نرم افزار SPSS و با استفاده از مدل ترکیبی وازپس و مدل تاپسیس نسبت به تحلیل داده‌ها اقدام گردید و در نهایت از طریق نرم افزار ARC GIS نسبت به رتبه-بندی نتایج در قالب نقشه اقدام شد. نتایج نشان داد شهر اردبیل با کسب مقادیر 5949/0 اندکی بالاتر از حد متوسط قرار داشت. منطقه1 با مقادیر (Q 0/6997)، منطقه3 (Q 0/6662)، منطقه2 (Q 0/6173)، منطقه4 (Q 0/5112)، منطقه5 (Q 0/4902)، به ترتیب از بیشترین تا کمترین وضعیت قابل قبول برخوردار بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر چالشهای اقتصادی در پایداری کسب و کار های خرد گردشگری روستایی، مطالعه موردی: روستاهای بخش آسارا (شهرستان کرج</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736252.html</link>
      <description>کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط در اقتصادهای در حال توسعه، به عنوان پویاترین بخش سرمایه‌گذاری مطرح بوده و نقشی حیاتی در توسعه اقتصادی- اجتماعی مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می‌کنند. کسب و کارهای گردشگری روستایی به طور عمده در زمره کسب و کارهای خرد دسته‌بندی می‌شود و توانایی ایجاد زمینه مناسبی برای رشد و توسعه اقتصادی پایدار با بهره‌گیری از منابع محلی را دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل چالش‌های اقتصادی در پایداری کسب و کار های گردشگری روستایی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی- تحلیلی بوده و جامعه آماری آن، صاحبان کسب و کارهای گردشگری و ساکنین محلی در روستاهای هدف گردشگری بخش آسارا است. برای گردآوری داده‌های مورد نیاز از دو روش کمی و کیفی استفاده شده است. به طوری که در مرحله اول با انجام مصاحبه، محورهای اصلی شناسایی شده و در مرحله دوم یافته‌های مصاحبه به پرسشنامه بسته تیدیل شده است. نتایج نشان داد که صاحبان کسب و کارهای گردشگری بخش آسارا با چالش‌های متعدد اقتصادی در راستای توسعه و یایداری خود مواجه هستند که می‌توان به مواردی از قبیل ویژگی‌های اقتصاد روستایی (آسیب‌پذیری اقتصاد محلی، نارسایی تامین مالی و سرمایه‌گذاری، فصلی بودن فعالیت‌های گردشگری) و نامناسب بودن فضای کسب و کارهای خرد گردشگری مانند فضای حاکم بر کسب و کارها در بعد اقتصادی و ریسک‌پذیری پایین کسب و کارهای خرد گردشگری اشاره کرد. از طرفی دیگر، نتایج بدست آمده از تحلیل کمی داده‌های پرسشنامه بسته نشان داد که به جزء شاخص ریسک‌پذیری پایین فعالیت‌های بخش گردشگری سایر شاخص‌های مورد بررسی در سطح 99 درصد معنادار بوده و شاخص‌های «فضای کسب و کار گردشگری» و «آسیب‌پذیری اقتصاد محلی» به ترتیب با مقادیر میانگین عددی 9595/3 و 4025/3 مهمترین چالش‌های شکل‌گیری، توسعه و پایداری کسب و کارهای خرد گردشگری روستایی در منطقه مورد مطالعه بشمار می‌آیند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر رکود صنعت فرش دستباف در شهرستان هریس</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736253.html</link>
      <description>فرش دستباف به‌ عنوان یکی از اصیل‌ترین صنایع دستی ایران، نقش مهمی در اشتغال‌زایی، توسعه اقتصادی مناطق روستایی و افزایش صادرات غیرنفتی ایفا می‌کند. با این ‌حال، این صنعت در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی مواجه شده که منجر به کاهش تولید و عرضه آن شده است. در این میان، فرش دستباف هریس با برخورداری از ارزش‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قابل ‌توجه، از روند نزولی در تولید و بازار رنج می‌برد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی و تحلیل علل رکود صنعت فرش دستباف در نواحی روستایی شهرستان هریس پرداخته است. هدف تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر رکود این صنعت و ارائه راهبردهایی برای بهبود وضعیت آن است. برای گردآوری داده‌ها، از روش پرسشنامه‌ بر مبنای طیف لیکرت استفاده شده و دیدگاه بافندگان فرش در خصوص عوامل مؤثر بر رکود این صنعت مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تی تک‌نمونه‌ای و روش معادلات ساختاری (SMART PLS) انجام شد. نتایج حاصل از مدل برآوردی نشان داد که عوامل متعددی در کاهش رقابت‌پذیری فرش دستباف منطقه نقش دارند که مهم‌ترین آن‌ها شامل: عدم طراحی و قالب‌بندی مناسب (44/0 درصد)، نبود سیاست‌های تشویقی (30/0 درصد)، ضعف در ویژگی‌های ظاهری محصولات (26/0 درصد)، و پایین بودن کیفیت تولید (17/0 درصد) می‌باشند. این عوامل منجر به کاهش استقبال مشتریان، افت میزان فروش و در نتیجه رکود این صنعت شده‌اند. یافته‌های پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست‌های حمایتی، استفاده از طرح‌های بازارپسند، توسعه استراتژی‌های بازاریابی، بهبود کیفیت محصولات، تقویت آموزش نیروی انسانی و افزایش تبلیغات تأکید دارد. همچنین، توجه به ظرفیت‌های گردشگری و ایجاد ارتباط میان این صنعت و گردشگری فرهنگی می‌تواند در بازآفرینی و توسعه پایدار فرش دستباف هریس نقش مؤثری ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی نقش نهادهای تسهیلگر در توانمندسازی بافت های ناکارآمد شهری با رویکرد اجتماع محور( مطالعه موردی : محلات یوسف آباد و ملازینال کلانشهر تبریز)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736254.html</link>
      <description>حل مسائل و مشکلات بافت های ناکارآمد شهری، یکی از برنامه های جدی مدیریت شهری می باشد؛ به گونه ای که نهاد های مربوطه را به فعالیت برای ساماندهی و بازآفرینی بافت های مذکور سوق داده است. استقرار دفاتر تسهیلگری در این بافت‌ها به عنوان یکی از راه حل هایی است که در کلانشهرهای ایران به منظور مدیریت این بافت ها صورت گرفته است. به طوری که این دفاتر با استقرار در بافت های هدف، سعی در حل مشکلات از پایین را دارند. لذا هدف از این پژوهش بررسی میزان موفقیت و تأثیر اقدامات دفاتر تسهیلگری بر میزان توانمندسازی ساکنان محدوده های یوسف آباد و ملازینال شهر تبریز می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و ازنظر ماهیت و روش پژوهش از نوع ترکیبی کیفی-کمّی است. بخش کیفی شامل شناسایی شاخص های موثر در توانمند سازی محلات هدف از طریق بررسی مبانی نظری و تئوریک تحقیق و انجام تحلیل دلفی با مشارکت 60 نفر کارشناس و صاحب نظر در زمینه موضوع تحقیق به عنوان اعضای پانل است. در بخش کمی با استفاده از مدل تحلیل معادلات ساختاری  و روش تحلیل مسیر  در نرم افزار PLS  نوع مولفه ها با توجه به اثر گذاری و اثر پذیری بر سایر مولفه ها مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که شاخص های اداری، اقتصادی، زیست محیطی-بهداشتی، فرهنگی-اجتماعی و کالبدی به ترتیب با ضرایب 236/2 – 405/1- 936/1 – 019/2 – 668/2 در سطح معنی داری p&amp;amp;lt;0.5  بر متغیر مستقل پژوهش (توانمندسازی) تاثیر مثبت و معنی داری داشته اند که در بین شاخص های بررسی شده بیشترین تاثیر با ضریب 668/2 مربوط به شاخص توانمند سازی کالبدی می باشد و پس از آن به ترتیب شاخص های اداری، فرهنگی اجتماعی، زیست محیطی-بهداشتی، اقتصادی قرار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های کلان بازاریابی گردشگری رویداد در ایران: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736255.html</link>
      <description>گردشگری رویداد، به‌عنوان بخشی از گردشگری که به سرعت در حال رشد است و تأثیرات اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی چشمگیری دارد، نقشی حیاتی در توسعه مقاصد گردشگری ایفا می‌کند. در این بخش فعالیت‌های بازاریابی با معرفی رویدادها به‌عنوان جاذبه‌های متمایز، نقشی کلیدی ایفا می‌کنند و به‌طور قابل‌توجهی موجب افزایش بازدید رویدادها، جذب بخش‌های متنوعی از بازدیدکنندگان، تحریک تقاضا و مشارکت در رشد اقتصادی و توسعه فرهنگی می‌شوند که در نتیجه، توسعه پایدار صنعت گردشگری را در پی دارند. با وجود دارایی‌های فرهنگی و تاریخی غنی ایران، بخش گردشگری رویداد در کشور با چالش‌های قابل‌توجهی در زمینه بازاریابی روبرو است که رشد آن را محدود کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون مبتنی بر مصاحبه با خبرگان، به بررسی این چالش‌ها می‌پردازد و شکاف پژوهشی مهمی را در این حوزه مورد توجه قرار می‌دهد. بدین ترتیب پس از کدگذاری مصاحبه‌ها، چالش‌های کلان بازاریابی گردشگری رویداد در ایران در قالب 15 مضمون فرعی شناسایی شدند و در گام بعد، مضامین فرعی شناسایی شده در قالب 4 مضمون اصلی شامل چالش‌های ساختاری و مرتبط با سیاستگذاری، ناکارآمدی در توسعه و ارائه محصول، کاستی‌های عملیات بازاریابی و چالش‌های مدیریت تجربه مشتری و تقاضا دسته‌بندی شدند. نتایج این پژوهش با برجسته ساختن چالش‌های موجود، بینش‌های ارزشمندی را برای سیاست‌گذاران و دست‌اندرکاران این صنعت فراهم می‌آورد و تشریح می‌کند برای فائق آمدن بر این چالش‌ها و تحقق پتانسیل‌های بی‌نظیر ایران در گردشگری رویداد، نیاز به یک تغییر پارادایم از صرفاً برگزاری رویداد به تجاری‌سازی رویداد به عنوان یک محصول گردشگری و مدیریت ارتقای جامع تجربه مشتری وجود دارد. همچنین تمرکز بر سیاست‌گذاری حمایتی و برنامه‌ریزی استراتژیک اقدامات تبلیغات و برندینگ می‌تواند به رشد پایدار و تقویت جایگاه رقابتی ایران در بازار جهانی گردشگری رویداد کمک کند.
کلید واژه‌ها: گردشگری رویداد، بازاریابی گردشگری، مدیریت رویداد، چالش‌های بازاریابی، مدیریت مقصد</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌های مالکیت و امنیت تصرف در مشهد: رویکردی در راستای تحقق حق بر مسکن در سکونتگاه‌های غیررسمی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736256.html</link>
      <description>سکونتگاه‌های غیررسمی بازتاب ناکارآمدی سیاست‌های مسکن و حکمرانی شهری در کلان‌شهرهای ایران هستند. این پژوهش با هدف تبیین یک مدل یکپارچه برای واکاوی این مسئله انجام شد که سیاست‌های مالکیت و امنیت تصرف چگونه می‌توانند در راستای تحقق حق بر مسکن در سکونتگاه‌های غیررسمی مشهد بازاندیشی شوند؟ برای پاسخ به این پرسش، تعامل متغیرهای کلیدی حکمرانی شهری، نهادسازی محلی و عدالت فضایی به عنوان مکانیسم‌های اثرگذار مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه به روش ترکیبی (کمی-کیفی) و با راهبرد پیمایشی انجام شد. داده‌های کمی از ۳۸۴ نفر از ساکنان این سکونتگاه‌ها که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای-تصادفی انتخاب شده بودند، با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری و با نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شد. داده‌های کیفی نیز از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تکمیل گردید. یافته‌ها نشان داد که یک سیستم علّی پیچیده بر حق بر مسکن حاکم است که در آن امنیت تصرف با ضریب مسیر 52/0، قوی‌ترین پیش‌بین‌کننده است. عدالت فضایی و نهادسازی محلی به ترتیب با ضرایب 31/0 و 24/0 در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. اگرچه حکمرانی شهری اثر مستقیم معناداری نداشت، اما به عنوان بستری حیاتی، اثرات غیرمستقیم خود را از طریق تقویت عدالت فضایی و نهادسازی محلی اعمال می‌کرد. تحلیل مسیرهای علّی، روابط از پیش طراحی‌شده در مدل را به طور کلی تأیید نمود و نشان داد که بازاندیشی در سیاست‌ها باید بر تقویت این سیستم متمرکز باشد. در نتیجه، تحقق حق بر مسکن در این بافت‌ها نیازمند یک راهبرد سیستماتیک و چندوجهی است که در آن امنیت تصرف به عنوان محور اصلی، در کنار عدالت فضایی و نهادسازی محلی تقویت شود. چارچوب عملیاتی استخراج‌شده از این پژوهش، گذار از رویکردهای کالبدی-حمایتی صرف به سمت سیاست‌های نهادی-توانمندساز را پیشنهاد می‌دهد که می‌تواند مبنای بازاندیشی در سیاست‌های سکونتی در سایر کلان‌شهرهای ایران قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ابعاد و مؤلفه‌های تأثیرگذار بر زیست‌پذیری شهری (پژوهش موردی: شهر سیرجان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736257.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارزیابی وضعیت موجود زیست‌پذیری و شناسایی تأثیرگذارترین ابعاد آن در شهر سیرجان می‌باشد. این تحقیق با رویکردی توصیفی-تحلیلی و ماهیت کاربردی، به بررسی ابعاد چهارگانه کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی می‌پردازد. جامعه آماری مردم ساکن در محلات شهر سیرجان است که بر اساس سرشماری سال 1395 برابر 199704 نفر را شامل می‌شود. داده‌ها از طریق پرسشنامه از ۳۸۴ شهروند به روش نمونه گیری تصادفی، جمع‌آوری و با آزمون‌های آماری T تک‌نمونه‌ای، فریدمن، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی در نرم‌افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. نتایج نشان داد؛ که در سطح اطمینان ۹۵ درصد، تمامی شاخص‌های زیست‌پذیری در وضعیت مطلوبی قرار دارند. همچنین، تحلیل عاملی تأییدی با مقادیر T بالاتر از 96/1، اعتبار مدل پژوهش را تأیید نمود. با این حال، نتایج اولویت‌بندی با آزمون فریدمن تصویری دقیق‌تر ارائه می‌دهد؛ بعد اقتصادی با میانگین رتبه 24/3 به عنوان مهم‌ترین عامل و بعد اجتماعی با میانگین رتبه 96/1 به عنوان ضعیف‌ترین حلقه زیست‌پذیری شهر از دیدگاه شهروندان شناسایی شد. این شکاف قابل توجه، نشان‌دهنده عدم توازن در توسعه شهری است. علاوه بر این، همبستگی پیرسون ارتباط مثبت و معنادار بسیار قوی بین ابعاد کالبدی (942/0)، اجتماعی (956/0)، اقتصادی (918/0) و زیست‌محیطی (931/0) با زیست‌پذیری کلی را اثبات کرد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که اگرچه وضعیت کلی زیست‌پذیری سیرجان مثبت است، اما توجه نامتوازن به ابعاد، به‌ویژه کم‌توجهی به بعد اجتماعی، پایداری بلندمدت کیفیت زندگی را تهدید می‌کند. بنابراین، پژوهش بر لزوم اتخاذ رویکردی یکپارچه تأکید دارد که در آن تقویت و بهبود شاخص‌های اجتماعی در کنار توسعه اقتصادی، اولویت یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرا تحلیل فرآیندهای پایداری در بازتوسعه اراضی قهوه‌ای کلان‌شهر تهران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736258.html</link>
      <description>شهری شدن سریع و محدودیت منابع زمین، ضرورت بازتوسعه اراضی قهوه‌ای را به‌عنوان راهکاری کلیدی در مدیریت بهینه زمین‌های شهری شهری برجسته کرده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر فراتحلیل فرآیندهای پایداری در بازتوسعه اراضی قهوه‌ای کلان‌شهر تهران است. روش پژوهش از نظر هدف به صورت کاربردی و از لحاظ نوع پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده است. روش گردآوری داده‌ها به صورت مرور نظام‌مند کتاب‌سنجی و  مطالعات میدانی بوده است. در بخش مرور نظام‌مند، 318 مقاله منتخب از پایگاه‌های علمی  بررسی شدند. در جهت مصورسازی داده‌های کتاب‌سنجی از نرم‌افزارهای بیبلیومتریک و ویس ویور و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش تحلیل مسیر از نرم‌افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه ذی‌نفعان اراضی قهوه‌ای کلان‌شهر تهران است که به دلیل نبود پایگاه داده جامع، با روش کوکران بدونN ۹۶ نفر  به صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج مرور نظام‌مند نشان می‌دهد که بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ توجه به بازتوسعه اراضی قهوه‌ای با رویکرد پایداری به‌طور پیوسته افزایش یافته است، با اوج انتشار در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳، بیشترین تولید علمی مربوط به کشورهای چین، ایتالیا و بریتانیا بوده است. علوم محیطی، اجتماعی و انرژی بیشترین سهم را در پژوهش‌ها دارند ومفاهیم پایداری و بازآفرینی محور اصلی مطالعات هستند. روند پژوهش‌ها از تمرکز بر برنامه‌ریزی شهری به سمت ابعاد زیست‌محیطی حرکت کرده است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که تمامی مؤلفه‌ها با توجه به ضریب معناداری شامل اقتصادی (485/6)، اجتماعی (752/2)، فرهنگی (766/13)، محیط‌زیستی (673/2)و حکمرانی (745/2)، تأثیر معناداری بر بازتوسعه اراضی قهوه‌ای شهری دارند؛ بنابراین، بازتوسعه اراضی قهوه‌ای به‌عنوان راهبردی کلیدی در تحقق توسعه پایدار شهری شناخته شده است که تمامی ابعاد در آن نقش معناداری دارند. تحقق و موفقیت این فرآیند مستلزم مشارکت فعال و مستمر تمامی ذی‌نفعان مرتبط، همکاری بین‌بخشی و تدوین سیاست‌ها و راهبردهای جامع، هماهنگ و مبتنی بر شواهد علمی است</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه‌های معیشتی و پایداری خانوارهای روستایی در بستر گردشگری: مطالعه موردی ابیانه</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736259.html</link>
      <description>روستای ابیانه در شهرستان نطنز استان اصفهان، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری روستایی ایران با قدمتی نزدیک به ۱۵۰۰ سال است. این روستا سالانه میزبان تعداد زیادی گردشگر از فرهنگ‌های متنوع بوده و تعاملات گسترده‌ای میان گردشگران و ساکنان محلی ایجاد می‌شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت سرمایه‌های معیشتی خانوارهای روستایی ابیانه و ارزیابی پایداری آن‌ها در بستر توسعه گردشگری است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری شامل سرپرستان خانوارهای روستا و حجم نمونه ۳۳۲ خانوار است. داده‌ها با آزمون‌های کولموگروف–اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی و تحلیل واریانس یک‌طرفه بررسی شدند. نتایج نشان داد میان سرمایه‌های معیشتی (اجتماعی، انسانی، مالی، طبیعی و فیزیکی) و سن رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، در حالی‌که تحصیلات با سرمایه‌های معیشتی رابطه منفی و معنادار داشت. همچنین، جنسیت تأثیر معناداری نشان نداد. از نظر اولویت، سرمایه مالی در جایگاه نخست قرار گرفت و پس از آن سرمایه اجتماعی، انسانی، طبیعی و فیزیکی قرار دارند. علاوه بر این، میان انواع سرمایه‌های معیشتی همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد. یافته‌ها بیانگر نقش گردشگری در شکل‌دهی ساختار معیشتی خانوارها و اهمیت آن در تدوین راهبردهای توسعه پایدار روستایی است. 
روستای ابیانه در شهرستان نطنز استان اصفهان، یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری روستایی ایران با قدمتی نزدیک به ۱۵۰۰ سال است. این روستا سالانه میزبان تعداد زیادی گردشگر از فرهنگ‌های متنوع بوده و تعاملات گسترده‌ای میان گردشگران و ساکنان محلی ایجاد می‌شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت سرمایه‌های معیشتی خانوارهای روستایی ابیانه و ارزیابی پایداری آن‌ها در بستر توسعه گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاب‌آوری زیرساخت‌های دریایی بنادر جنوبی ایران با تأکید بر پذیرش فناوری‌های نوین و زیرساختهای هوشمند</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736260.html</link>
      <description>در دنیای امروز، زیرساخت‌های دریایی به‌عنوان شریان‌های حیاتی تجارت جهانی نقش اساسی در رشد اقتصادی ایفا می‌کنند. این زیرساخت‌ها با تهدیدهای فزاینده‌ای از جمله اختلال در زنجیره‌های تأمین، حملات سایبری پیچیده و پیامدهای تغییرات اقلیمی مواجه هستند که توان تاب‌آوری آن‌ها را به چالش کشیده است. فناوری‌های نوین ظرفیت‌های قابل‌توجهی برای ارتقای تاب‌آوری زیرساخت‌ها فراهم می‌کنند. پذیرش و به‌کارگیری راهبردی این فناوری‌ها در اقتصادهای در حال توسعه نیازمند بررسی نظام‌مند است. هدف این پژوهش بررسی تأثیر پذیرش فناوری‌های نوین بر ارتقای تاب‌آوری زیرساخت‌های دریایی با تأکید بر نقش میانجی استقرار زیرساخت‌های هوشمند، چابکی سازمانی و همکاری راهبردی در توسعه اقتصادی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش، توصیفی–همبستگی با رویکرد علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد و میانی، کارشناسان زیرساخت و متخصصان فناوری‌های هوشمند و تاب‌آوری در پنج بندر اصلی جنوبی ایران شامل شهید رجایی، شهید باهنر، امام خمینی، بوشهر و خرمشهر به تعداد تقریبی ۱۳۵۰ نفر بود. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه ۲۵۰ نفر تعیین و با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شد. داده‌ها از طریق که روایی محتوایی آن توسط خبرگان تأیید و پایایی آن در مطالعه مقدماتی بررسی گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی انجام شد. نتایج نشان می‌دهد پذیرش راهبردی فناوری‌های نوین اثر مثبت و معناداری بر ایجاد زیرساخت‌های هوشمند (β=0.429, t=3.572, p=0.003)، چابکی سازمانی (β=0.354, t=3.737, p=0.002) و همکاری راهبردی در توسعه اقتصادی (β=0.346, t=3.346, p=0.004) دارد. رابطه مستقیم پذیرش راهبردی فناوری‌های نوین با تاب‌آوری زیرساخت‌های دریایی تأیید شد (β=0.740, t=20.072, p&amp;amp;lt;0.001). این یافته‌ها نشان می‌دهد یکپارچه‌سازی فناوری‌های نوین با سازوکارهای هوشمند، چابک و مشارکتی چارچوبی مؤثر برای تقویت تاب‌آوری زیرساخت‌های دریایی در اقتصادهای در حال توسعه فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر عوامل محیطی مؤثر بر برندسازی مقاصد گردشگری مورد مطالعه: مشکین شهر</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736261.html</link>
      <description>اقتصاد شهری از موضوعات مهم مطالعات در حوزه‌ی شهر می‌باشد و برندسازی به‌عنوان یک روش معتبر و قدرتمند در فعالیت‌های اقتصادی به شمار می‌رود. مبنای برندسازی برای هر مقصد گردشگری، خصوصیات و ویژگی‌های منحصر به فرد محیطی است که تحت عنوان عوامل محیطی از آن‌ها یاد می‌شود. پژوهش حاضر این موضوع را در شهر مشگین شهر مورد بررسی قرار داده است. تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می‌باشد که در آن گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه‌ای-اسنادی و میدانی (پرسشنامه‌ای) انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شهروندان مشگین‌شهر می‌باشند که به روش نمونه‌گیری تصادفی-خوشه‌ای تعداد 383 نفر از آن‌ها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. سپس به کمک آزمون آماری تی تک نمونه‌ای وضعیت عوامل محیطی در منطقه مورد مطالعه ارزیابی ‌شده و به کمک آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و تکنیک DEMATEL به تعیین سهم هر یک از عوامل و ارتباط آن با برندسازی پرداخته شده است. نتایج نشان می‌دهد تمام ابعاد در برندسازی گردشگری مشگین‌شهر موثر می‌باشند. به ‌طور کل عوامل محیطی با کسب میانگین 83/3 بالاتر از حد مبنا قرار گرفته‌اند و در برندسازی مقصد گردشگری مشگین شهر مؤثر عمل نموده‌اند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه حاکی از آن است که بیشترین نمره میانگین مربوط به مؤلفه وفاداری به مقصد گردشگری می‌باشد. مقدار مجذور بتای تفکیکی نشان می دهد که در وضع موجود حدود 75 درصد کل واریانس یا تفاوت در ابعاد برندسازی، مربوط به تفاوت گروهی یا تفاوت بین 7 بعد می‌باشد؛ که تکنیک دیمتل این تفاوت را تایید می‌نماید. از میان ابعاد مؤثر بر برند سازی گردشگری بعد طبیعی با مقدار 980/14 دارای بیشترین تاثیرگذاری و بعد آگاهی از مقاصد گردشگری 911/14 بیشترین تاثیرپذیری را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین تأثیر ابعاد زیست پذیری شهری بر ادراک محیط شهری در کلان شهر تبریز ( مطالعه موردی : منطقه ۵ تبریز )</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736262.html</link>
      <description>زیست‌پذیری شهری به‌عنوان رویکردی اساسی در برنامه‌ریزی و مدیریت شهری، بیانگر کیفیت تجربۀ زیست شهروندان در محیط شهری است و از ابعادی همچون اقتصاد شهری، زیرساخت‌ها و خدمات، اجتماع شهری، مدیریت شهری و محیط شهری تشکیل می‌شود. ادراک محیط شهری اگرچه ماهیتی ذهنی دارد، اما به‌طور مستقیم از شرایط عینی و مدیریتی شهر تأثیر می‌پذیرد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مؤلفه‌های زیست‌پذیری شهری بر ادراک محیط شهری در منطقۀ ۵ شهر تبریز انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر روش پیمایشی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته و مطالعات میدانی گردآوری شده و حجم نمونه شامل ۴۰۰ نفر از شهروندان منطقۀ ۵ تبریز است که با فرمول کوکران تعیین شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS 26  و Smart PLS 3  و به‌کارگیری مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج نشان داد که زیست‌پذیری شهری تأثیر مستقیم، مثبت و معناداری بر ادراک محیط شهری دارد، به‌گونه‌ای که ضریب مسیر به‌دست‌آمده (β = 0.846) قدرت تبیینی بالای این سازه را نشان می‌دهد و این رابطه در سطح اطمینان ۹۹ درصد معنادار است. یافته‌ها حاکی از آن است که در میان مؤلفه‌های زیست‌پذیری شهری، امنیت اقتصادی، نگهداری و کیفیت زیرساخت‌ها و فضاهای عمومی، امنیت اجتماعی در فضاهای عمومی، کیفیت‌های زیست‌محیطی و زیبایی‌شناسی شهری و تمامی شاخص‌های مدیریت شهری به‌عنوان متغیرهای نهایی معنادار شناسایی شده‌اند. در شرح این نتایج پژوهش بر ضرورت و اهمیت اتخاذ رویکردی ادراک‌ محور و محله‌ مقیاس در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری  به‌ منظور ارتقای کیفیت محیط شهری تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاب‌آوری نظام اجتماعی - اکولوژیک در مواجهه با تغییرات هیدرولوژیکی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز طالقان)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736293.html</link>
      <description>جهان معاصر با تشدید بی‌سابقه تغییرات اقلیمی و افزایش ناپایداری‌های هیدرولوژیکی، به‌ویژه در قالب تداوم خشکسالی‌ها، روبه‌رو است. این شرایط، پایداری و تاب‌آوری نظام‌های اجتماعی-اکولوژیک وابسته به آب و امنیت معیشت‌های محلی را به چالش می‌کشد. ارتقاء تاب‌آوری جوامع محلی به عنوان یک راهبرد حیاتی برای مدیریت این تنش‌ها و تضمین پایداری معیشت‌ها، اهمیت مضاعفی یافته است. حوزه آبخیز طالقان به عنوان یک نظام‌های اجتماعی-اکولوژیک  کوهستانی و استراتژیک در ایران، تحت تأثیر تغییرات اقلیمی قرار گرفته و ارزیابی ظرفیت‌های سازگاری آن در برابر تنش‌های فزاینده، ضروری است. هدف این پژوهش ترکیبی (کمی-کیفی-فضایی)، تحلیل تطبیقی و کمی-فضایی تأثیر تنش‌های هیدرواقلیمی بر تفاوت‌های فضایی مؤلفه‌های نه‌گانه تاب‌آوری نظام‌های اجتماعی-اکولوژیک در زیرحوزه‌های مختلف (بالا، میانی و پایین) حوزه آبخیز طالقان است. پژوهش با استفاده از داده‌های هیدرواقلیمی (۱۳۷۶-۱۳۹۶) و شاخص‌های SPI و SDI  برای تحلیل روند و سنجش خشکسالی، و چارچوب نظام‌های اجتماعی-اکولوژیک برای ارزیابی تاب‌آوری در ۱۰۱ نمونه محلی انجام شد.  یافته‌های هیدرولوژیکی نشان‌دهنده تداوم خشکسالی‌های بلندمدت و تفاوت مکانی در شدت آن بود، به‌طوری‌که پایین طالقان بیشترین تداوم خشکسالی SDI  را ثبت کرد؛ اما تحلیل تاب‌آوری، یک تناقض فضایی را آشکار ساخت. منطقه پایین طالقان، علی‌رغم مواجهه با تنش شدیدتر، در مؤلفه‌های قابلیت تغییر شکل اجتماعی (p = 0.009) و اقتصادی (p = 0.024) عملکرد قوی‌تری نشان داد که حاکی از آن است که تنش فزاینده محرک تحول و نوآوری اجتماعی-اقتصادی بوده است؛ در حالی که بالا طالقان با وجود آب بیشتر، در حافظه زیرساختی ضعیف‌ترین عملکرد را داشت (p = 0.009). نتیجه‌گیری این است که تاب‌آوری طالقان پدیده‌ای ناهمگن فضایی است که لزوم تدوین سیاست‌های مکان‌محور و تقویت حکمرانی چندسطحی، تنوع‌بخشی اقتصادی به معیشت و توسعه مدل‌سازی‌های هیدرو-اجتماعی پویا را برای ارتقاء ظرفیت سازگاری و تحولی سیستم ضروری می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مؤلفه های اجتماعی ، اقتصادی و اکولوژیک در دو الگوی بهره برداری از مراتع (مطالعه موردی : شهرستان شاهین دژ)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736294.html</link>
      <description>پایداری مراتع به‌عنوان زیربنای معیشتی جوامع محلی و حافظ کارکردهای اکولوژیک، وابسته به نظام حکمرانی کارآمد است. این پژوهش با هدف تحلیل و مقایسه پیامدهای اجتماعی-اقتصادی و اکولوژیک ناشی از دو نظام بهره‌برداری متضاد (اجاره‌ای و مشاع) در مراتع شهرستان شاهین‌دژ انجام شد. رویکرد تحقیق پیمایشی تلفیقی بوده و داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته از بهره‌برداران واجد شرایط (۳۵ مشاع‌دار و ۲۸ اجاره‌دار) گردآوری شد. برای تحلیل روابط چندبعدی، از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و مدل تحلیل سلسله‌مراتبی (HCM) استفاده گردید. نتایج مدل HCM با ضرایب مسیر بالا در تبیین ابعاد اکولوژیک (956/0) و اجتماعی-اقتصادی (947/0) نشان داد که پایداری مراتع یک مسئله چندبعدی اجتماعی-اکولوژیک است. تحلیل بارهای عاملی اثبات کرد که نظام اجاره‌ای تهدیدی جدی و چندوجهی محسوب می‌شود. در بُعد اکولوژیک، شاخص &amp;amp;quot;افزایش بوته‌کنی و تخریب اکولوژیک&amp;amp;quot; (886/0) قوی‌ترین عامل تخریب بود و پس از آن &amp;amp;quot;فرسایش خاک&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot;کاهش ظرفیت تولید علوفه&amp;amp;quot; قرار گرفتند. این امر ناشی از انگیزه‌های کوتاه‌مدت در غیاب امنیت حق بهره‌برداری است. در بُعد اجتماعی-اقتصادی نیز شاخص‌های &amp;amp;quot;کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری&amp;amp;quot; (798/0) و &amp;amp;quot;کاهش مشارکت اجتماعی&amp;amp;quot; (789/0) بیانگر تضعیف سرمایه اجتماعی و مکانیزم‌های حفاظتی بلندمدت در نظام اجاره‌ای بودند. در نتیجه، پایداری مراتع شاهین‌دژ نیازمند بازنگری فوری در سیاست‌ها و حرکت به سوی نظام‌های مشارکتی و مشاع است؛ نظامی که با اعطای حقوق بهره‌برداری بلندمدت و تقویت نهادهای محلی، زمینه مدیریت پایدار و افزایش تاب‌آوری اجتماعی-اکولوژیک را فراهم می‌سازد. بدین‌ترتیب، نتایج تحقیق نه‌تنها اهمیت اصلاح سیاست‌های بهره‌برداری را برجسته می‌کند، بلکه ضرورت توجه به پیوند میان ابعاد اجتماعی و اکولوژیک را نیز آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پیشران‌های ژئواکونومی استان هرمزگان با رویکرد سناریونویسی</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736501.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران‌های ژئواکونومی مؤثر بر آینده استان هرمزگان و تحلیل سناریوهای محتمل در مسیر توسعه اقتصاد دریامحور ایران انجام شده است. موقعیت راهبردی هرمزگان در مجاورت کشورهای جنوبی خلیج فارس و قرارگیری در مسیر آبراه‌های بین‌المللی، این استان را به یکی از نقاط کلیدی در معادلات ژئواکونومی منطقه‌ای تبدیل کرده است. برای بررسی این ظرفیت‌ها، پژوهش از رویکرد آمیخته (کمّی–کیفی) بهره گرفته و با استفاده از روش‌هایی چون مرور منابع، تحلیل اسناد، مصاحبه با خبرگان، روش دلفی و تحلیل ساختاری، داده‌های لازم را گردآوری کرده است.
با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای MICMAC و ScenarioWizard، چهار متغیر کلیدی شناسایی شد: همجواری با کشورهای جنوبی خلیج فارس، نقش استان در کریدورهای حمل‌ونقل بین‌المللی، کیفیت زیرساخت‌های حمل‌ونقل، و ظرفیت جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی. برای هر متغیر سه وضعیت محتمل (مطلوب، ایستا، بحرانی) تعریف شد و ماتریس اثرات متقابل با امتیازدهی خبرگان تکمیل گردید.
تحلیل سناریویی منجر به شکل‌گیری دو آینده سازگار شد. سناریوی نخست با عنوان «کریدور صلح و رفاه» آینده‌ای مطلوب را ترسیم می‌کند که در آن هرمزگان به قطب همکاری‌های اقتصادی، علمی و دیپلماتیک منطقه تبدیل شده و نقش فعالی در توسعه پایدار و شبکه‌های لجستیکی بین‌المللی ایفا می‌کند. سناریوی دوم با عنوان «انفعال در آبراه ثروت» نمایانگر آینده‌ای بحرانی است که در آن استان به‌دلیل سوءمدیریت، ضعف زیرساختی و انزوای سیاسی، فرصت‌های راهبردی خود را از دست داده و به نقطه‌ای آسیب‌پذیر در امنیت ملی تبدیل می‌شود.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که آینده ژئواکونومی هرمزگان حاصل انتخاب‌های امروز است، نه روندهای خودبه‌خودی. بر این اساس، شش راهبرد کلان در محورهای توسعه‌ای، دیپلماتیک، زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی–زیست‌محیطی و امنیتی پیشنهاد شده‌اند. تحقق این راهبردها نیازمند هم‌افزایی میان دولت، بخش خصوصی، نخبگان محلی و جامعه مدنی است. در نهایت، پژوهش بر این اصل تأکید دارد که آینده از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه باید با تصمیم‌سازی‌های هوشمندانه ساخته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه‌های اشتغال‌پذیری جوانان در کلان‌شهرهای ایران: یک مطالعه پدیدارشناختی مبتنی بر تحلیل مضمون</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736502.html</link>
      <description>اشتغال‌پذیری جوانان به‌عنوان چالشی اساسی در کلان‌شهرهای ایران مطرح است، به‌ویژه با نرخ بیکاری بیش از ۲۵ درصد و سهم بالای جوانان NEET (بالای ۳۰ درصد). هدف این پژوهش عبارت است از: شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر اشتغال‌پذیری جوانان ایرانی از منظر تجربیات زیسته جوانان در کلان‌شهرهای ایران و تدوین چارچوب مفهومی براساس تحلیل کیفی داده‌های میدانی است. مطالعه با رویکرد کیفی و به‌کارگیری روش پدیدارشناختی و تحلیل مضمون (الگوی براون و کلارک، ۲۰۰۶) انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله ساکن کلان‌شهرهای تهران، اصفهان، مشهد و شیراز بود که با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی، تعداد ۸۴ نفر انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری شده و اعتبار آن با مثلث‌سازی و معیارهای لینکلن و گوبا تأمین شد. یافته‌ها از تحلیل ۴۵۲ کد اولیه، منجر به شکل‌گیری ۳۵ مضمون پایه، ۱۰ مضمون سازمان‌دهنده و ۳ مضمون فراگیر گردید. مدل نهایی، چرخه پویای اشتغال‌پذیری را در قالب چهار شایستگی اصلی ترسیم می‌کند: شایستگی فردی (شامل مهارت‌های نرم، ویژگی‌های شخصیتی و فراشناخت) به‌عنوان پایه درونی؛ شایستگی حرفه‌ای–فنی (شامل دانش تخصصی، سواد دیجیتال و کارآفرینی) به‌عنوان ابزار اجرایی؛ شایستگی اجتماعی (شامل کار تیمی، مذاکره و شبکه‌سازی) به‌عنوان پل ارتباطی؛ و شایستگی فرهنگی–جهانی (شامل هوش فرهنگی، پذیرش تنوع و آگاهی اجتماعی) به‌عنوان افق گسترش. این شایستگی‌ها به‌صورت تعاملی و هم‌افزا، اشتغال‌پذیری را به‌عنوان فرایندی پویا در بستر شکاف آموزش–بازار کار در کلان‌شهرهای ایران تبیین می‌کنند. بدین‌ترتیب، پژوهش حاضر سهم نوآورانه‌ای در بومی‌سازی و تلفیق ابعاد چندگانه اشتغال‌پذیری جوانان ایرانی ایفا کرده و چارچوبی مفهومی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روایت‌های مردمی از سیاست‌های صرفه‌جویی انرژی: تجربه زیسته خانوارهای شهر تهران</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736503.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، واکاوی روایت‌های مردمی از سیاست‌های صرفه‌جویی انرژی در تجربه زیسته خانوارهای شهر تهران، استخراج مضامین اصلی و تدوین چارچوب مفهومی براساس تحلیل کیفی داده‌های میدانی است. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به‌کارگیری روش پدیدارشناختی و تحلیل مضمون براساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۰۰۶) انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه خانوارهای ساکن شهر تهران تشکیل می‌دهند که با چالش‌های سیاست‌های صرفه‌جویی در حوزه‌های برق، گاز و آب مواجه بوده‌اند. با به‌کارگیری نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع و روش گلوله‌برفی، تعداد ۶۵ نفر از سرپرستان یا اعضای اصلی خانوار انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد و اعتبار آن با استفاده از راهبرد مثلث‌سازی (مصاحبه، مشاهده، اسناد)، تأییدپذیری (با ۸۵ درصد هم‌خوانی در کدگذاری) و معیارهای لینکلن و گوبا (اعتبار، انتقال‌پذیری و اعتمادپذیری) تضمین گردید. یافته‌های حاصل از تحلیل ۶۵ مصاحبه منجر به شکل‌گیری ۸ مضمون اصلی و ۳۲ زیرمضمون شد. مدل نهایی پژوهش، تعامل پویای صرفه‌جویی انرژی را در قالب هشت مؤلفه کلیدی ترسیم می‌کند: درک و پذیرش (عقلانی، اخلاقی، محیط‌زیستی، اجتماعی) به‌عنوان پایه شناختی؛ مقاومت (فرهنگی، اقتصادی، روانی، اجتماعی) به‌عنوان عامل تضعیف؛ نقش یارانه و قیمت (انگیزه پایین، نابرابری، عدم شفافیت) به‌عنوان مانع اقتصادی؛ سواد و دانش انرژی (آگاهی محدود، ترجمه به عمل، سواد رسانه‌ای) به‌عنوان ابزار آگاهی؛ ساختار مسکن و تجهیزات (ناکارآمدی، شرایط فیزیکی، محدودیت مالی) به‌عنوان محدودیت کالبدی؛ تأثیرات اجتماعی-فرهنگی (ارزش‌های خانوادگی، هویت، همسایگان، مهمان‌نوازی) به‌عنوان بستر هنجاری؛ نقش رسانه (پیام‌های آموزشی، ناکارآمد، شبکه‌های اجتماعی) به‌عنوان حلقه واسط؛ و سازوکارهای روزمره (راهبردهای کاهش، سازگاری، اولویت‌بندی) به‌عنوان خروجی عملی. این مؤلفه‌ها به‌صورت تعاملی و هم‌افزا عمل کرده و صرفه‌جویی را به‌عنوان فرآیندی پویا در بستر شکاف مشروعیت سیاست- زندگی تبیین می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختارهای کالبدی موثر بر ارتقا رقابت پذیری گردشگری منطقه ای مطالعه موردی: شهر سرعین استان اردبیل</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736504.html</link>
      <description>رقابت‌پذیری صنعت گردشگری در سطح منطقه به‌طور مستقیم تحت تأثیر ساختارهای کالبدی و کیفیت زیرساخت‌های شهری قرار دارد. شهر سرعین، به‌عنوان یکی از مراکز اصلی گردشگری استان اردبیل، از چشمه‌های آب‌گرم و منابع طبیعی و خدماتی متنوع بهره‌مند است و نقش مهمی در پیشبرد گردشگری در منطقه ایفا می‌کند. این پژوهش باهدف شناسایی و تحلیل ساختارهای کالبدی مؤثر بر رقابت‌پذیری صنعت گردشگری منطقه‌ای در شهر سرعین انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، کیفی است. داده‌ها از طریق 15 مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان و ذی‌نفعان حوزه‌های شهرسازی، معماری و گردشگری که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، گردآوری شد. داده‌ها با استفاده از رویکرد نظریه زمینه‌ای و به کمک نرم‌افزار مکس کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج یک مدل پارادایمی مشتمل بر چهار بُعد اصلی ساختارهای کالبدی مؤثر شد که به ترتیب اولویت تأثیرگذاری عبارت‌اند از: ساختارهای کالبدی خدماتی (شامل حمل‌ونقل، پارکینگ، تسهیلات رفاهی و امکانات تفریحی) با قوی‌ترین ارتباط (ضریب همبستگی 0.86)، ساختارهای کالبدی اقتصادی (شامل زیرساخت‌های گردشگری و سرمایه‌گذاری)، ساختارهای کالبدی زیست‌محیطی (شامل مدیریت منابع طبیعی و فضاهای سبز) و ساختارهای کالبدی اجتماعی- فرهنگی (شامل فضاهای فرهنگی و مشارکت جامعه محلی). مقایسه تطبیقی وضعیت موجود و مطلوب نشان داد که شهر سرعین در ابعاد خدماتی و اجتماعی- فرهنگی با شکاف‌های عمیقی مواجه است. نتایج نشان داد که اگرچه سرعین از مزیت طبیعی چشمه‌های آب گرم برخوردار است، اما رقابت‌پذیری آن درگرو توسعه متوازن و یکپارچه تمامی ابعاد چهارگانه ساختار کالبدی، به‌ویژه تمرکز بر رفع موانع زیرساختی و خدماتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای افزایش مشارکت بخش خصوصی در حمایت مالی از ورزش قهرمانی در کشور</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736505.html</link>
      <description>ورزش قهرمانی برای تداوم موفقیت‌ها نیازمند منابع مالی پایدار است، اما وابستگی به بودجه‌های دولتی و چالش‌های اقتصادی، توسعه این حوزه را با محدودیت‌های جدی مواجه کرده است؛ از این رو، شناسایی راهبردهای جذب مشارکت بخش خصوصی برای گذار از نظام بودجه‌ریزی سنتی به حمایت‌های مالی نوین، ضرورتی انکارناپذیر محسوب می‌شود.پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای افزایش مشارکت بخش خصوصی در حمایت مالی از ورزش قهرمانی در کشور  می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل مدیران و مسئولان ورزشی و صنعتی استان تهران (۲۰۰۰≈N) بود که طبق قاعده نانالی و برنستاین (تخصیص ۵ تا ۱۰ نمونه برای هر گویه)، تعداد ۳۰۰ نفر به روش تصادفی- طبقه‌بندی شده به عنوان نمونه نهایی تحلیل شدند. ابزار گردآوری داده‌ ها شامل پرسشنامه‌ های استاندارد «راهکارهای پیشرفت ورزش قهرمانی» و «حمایت مالی» بود که روایی آن‌ها (محتوایی و سازه) و پایایی (با ضرایب آلفای کرونباخ 94/0 و 913/0) احراز گردید . تحلیل داده‌ها نیز در محیط نرم‌افزارهای SPSS-26 و 24Amos- انجام شد.نتایج پژوهش حاضر مؤید آن است که  حمایت مالی به عنوان یک پیشران کلیدی، تأثیری مثبت، مستقیم و معنادار بر فرآیند توسعه ورزش قهرمانی ایفا می‌کند. این تأثیرگذاری فراتر از ابعاد صرفاً مادی، به شکلی نظام‌مند بر چهار حوزه‌ی راهبردی شامل «اقتصادی» (رونق صنعت ورزش)، «اجتماعی» (ارتقای سرمایه اجتماعی و غرور ملی)، «مدیریتی» (بهبود ساختارها و پاسخگویی سازمانی) و «دولتی» (تسهیل سیاست‌گذاری‌ها و کاهش تصدی‌گری) سایه افکنده است. علاوه بر این، یافته‌ها نشان می‌دهد که پیشرفت در عرصه‌ی ورزش قهرمانی، تابعی مستقیم از پیکربندی بهینه‌ی مؤلفه‌هایی همچون مدیریت استراتژیک، تخصیص هوشمندانه بودجه، نوسازی تجهیزات سخت‌افزاری و تقویت محرک‌های انگیزشی* در میان ورزشکاران و کادر فنی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی نابرابری توسعه منطقه‌ای سلامت در استان سیستان و بلوچستان با رویکرد ترکیبی MCDM-GIS</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736506.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، مفهوم توسعه منطقه‌ای به یکی از محورهای اساسی در مطالعات برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری فضایی تبدیل شده است. هدف اصلی توسعه منطقه‌ای، دستیابی به تعادل در بهره‌مندی از امکانات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی میان مناطق مختلف و بهبود پایدار استانداردهای زندگی شهروندان است. توزیع عادلانه خدمات سلامت یکی از شاخص‌های بنیادین توسعه پایدار منطقه‌ای است و نابرابری در دسترسی به این خدمات، به‌ویژه در مناطق محروم، می‌تواند پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده‌ای در پی داشته باشد. از این‌رو، هدف پژوهش حاضر تحلیل فضایی نابرابری توسعه منطقه‌ای سلامت در استان سیستان و بلوچستان با بهره‌گیری از مدل‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره MCDM))و سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) است. داده‌های تحقیق از پایگاه رسمی مرکز آمار ایران برای سال ۱۴۰۰ استخراج و شامل ۸۶ شاخص سلامت در چهار بخش اصلی منابع انسانی نظام سلامت، زیرساخت‌های درمانی، مراکز تخصصی و پشتیبانی خدمات سلامت و شبکه خدمات بهداشتی اولیه بوده است. شاخص‌ها پس از نرمال‌سازی و معکوس‌سازی مقادیر منفی، با روش وزن‌دهی سویک(SIWEC) وزن‌دهی و سپس با مدل ماباک برای رتبه‌بندی شهرستان‌ها ترکیب شدند. داده‌های حاصل در محیط (GIS) تحلیل و نقشه‌های درون‌یابی کریجینگ برای نمایش فضایی نابرابری سلامت ترسیم شد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص‌های سلامت در سطح استان سیستان و بلوچستان تفاوت معناداری دارد؛ به‌طوری‌که شهرستان‌های زابل، زاهدان و ایرانشهر و فنوج دارای بالاترین سطح توسعه سلامت و شهرستان‌های لاشار، گلشن و زرآباد در پایین‌ترین سطح قرار دارند. الگوی کلی توزیع فضایی، تمرکز خدمات در مناطق شمالی و کم‌برخورداری نواحی جنوبی را نشان می‌دهد. یافته‌ها بیانگر ضرورت سیاست‌گذاری عدالت‌محور در توزیع منابع سلامت، تمرکززدایی از مراکز شهری و تقویت شبکه‌های خدمات اولیه در مناطق حاشیه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر نابرابری‌های فضایی دسترسی به مکان‌های سوم در محلات شهر زنجان</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_736657.html</link>
      <description>مکان‌های سوم به‌عنوان زیرساخت‌های اجتماعی، نقش کلیدی در تقویت تعاملات غیررسمی، انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی ایفا می‌کنند، اما توزیع نابرابر آن‌ها می‌تواند به بازتولید نابرابری‌های فضایی در محلات بینجامد. مکان‌های سوم، اگرچه زیرساخت‌های اجتماعی مهمی برای تعاملات غیررسمی و انسجام اجتماعی هستند، توزیع نابرابرشان می‌تواند نابرابری‌های فضایی محلات را تشدید کند.مکان‌های سوم، اگرچه زیرساخت‌های اجتماعی مهمی برای تعاملات غیررسمی و انسجام اجتماعی هستند، توزیع نابرابرشان می‌تواند نابرابری‌های فضایی محلات را تشدید کند.پژوهش حاضر با هدف تحلیل نابرابری فضایی دسترسی به مکان‌های سوم در شهر زنجان و با رویکرد توصیفی تحلیلی و تحلیل فضایی اکتشافی انجام شده است. داده‌های شش نوع مکان سوم از Google Maps استخراج و در ArcGIS Pro تحلیل شدند. برای بررسی الگوی توزیع مکانی از شاخص موران، تحلیل لکه‌های داغ و سرد و مدل‌های OLS و MGWR استفاده گردید.نتایج نشان داد ۲۹۱ مکان سوم در شهر وجود دارد که توزیع آن‌ها به شدت در هسته مرکزی و بافت قدیمی متمرکز است. شاخص موران (0.119) با سطح معناداری 0.032، حاکی از خوشه‌بندی فضایی معنادار با شدت متوسط است. لکه‌های داغ در مرکز شهر و لکه‌های سرد در نواحی پیرامونی و توسعه‌های جدید قرار دارند. مدل OLS رابطه مثبت و معنادار متغیرهای سن، اشتغال، تراکم جمعیت، تحصیلات، کاربری مختلط و تراکم فعالیت‌های تجاری را با دسترسی به مکان‌های سوم نشان داد. مدل MGWR نیز ناایستایی فضایی روابط را تأیید کرد و نشان داد شدت اثرگذاری متغیرها در بخش‌های مختلف شهر متفاوت است. الگوی &amp;amp;laquo;تمرکز هسته‌ای&amp;amp;ndash;پیرامون کم‌برخوردار&amp;amp;raquo; بیانگر نابرابری فضایی در دسترسی به زیرساخت‌های اجتماعی در زنجان است. یافته‌ها بر ضرورت سیاست‌گذاری مبتنی بر عدالت فضایی و توزیع هدفمند مکان‌های سوم در مقیاس محله‌ای تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی پیامدهای توسعه اقامتگاه‌های بوم گردی بر سکونتگاههای روستایی شهرستان کرمان</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717722.html</link>
      <description>مقوله فضا و تحلیل فضایی نواحی گردشگری به&amp;amp;shy;عنوان چارچوب و زیربنایی برای کنش&amp;amp;shy;های مربوط به گردشگری و معیاری برای تعیین مرکزیت و زیرساخت&amp;amp;shy;های مورد نیاز و تعدیل نابرابری بین نواحی است. هدف از این پژوهش تحلیل فضایی پیامدهای توسعۀ اقامتگاه&amp;amp;shy;های بوم&amp;amp;shy;گردی شهرستان کرمان بوده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها میدانی-پیمایشی می باشد. ابزار اصلی گردآوری داده&amp;amp;shy;ها و سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه ادغام شده از 35 معیار در ابعاد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیست محیطی، مدیریتی، کالبدی و امنیتی است که در 27 مکان دارای اقامتگا بوم&amp;amp;shy;گردی تکمیل شد. داده ها از طریق نرم فزار Excel در قالب دو روشANTROPY,MABAC &amp;amp;nbsp;تحلیل و رتبه بندی شد. یافته&amp;amp;shy;ها نشان داد شهر ماهان به لحاظ تحلیل فضایی باعث افزایش تعاملات مثبت اقتصادی، افزایش پس&amp;amp;shy;انداز، حفظ محیط زیست، جلوگیری از مهاجرت&amp;amp;shy;های بی&amp;amp;shy;رویه و افزایش امنیت و پراکنش فضایی مثبت زیرساخت&amp;amp;shy;ها، تاسیسات وغیره در شهرستان گشته است، لیکن کشیتوئیه در زمینه اشتغال، کارآفرینی، پس انداز، تسهیلات، رفاه، آموزش، مسائل زیست محیطی و امنیتی پراکنش فضایی منفی را تجربه کرده است. نابرابری&amp;amp;shy;های فضایی سبب عدم تعادل در زمینه&amp;amp;shy;های تعاملات اقتصادی، افزایش پس&amp;amp;shy;انداز، حفظ محیط زیست، مهاجرت&amp;amp;shy; بی&amp;amp;shy;رویه، زیرساخت&amp;amp;shy;ها و تاسیسات گردیده است. بنابراین پیشنهاداتی چون واگذاری مدیریت صنعت گردشگری به بخش خصوصی؛ استفاده از آماره های فضایی و همچنین استفاده از ویژگی&amp;amp;shy;های اطلاعات جغرافیایی در توزیع و پراکنش خدمات در سطح فضا و غیره پیشنهاد می&amp;amp;shy;گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دیدگاه جامعه محلی نسبت به تحقق گردشگری جامعه‌محور در نواحی روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری استان مرکزی)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717729.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، گردشگری جامعه‌محور مزایای مهمی را در مناطق روستایی داشته و توانسته جامعه روستایی را در امر گردشگری سهیم نماید. از این رو هدف پژوهش پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تحقق گردشگری جامعه‌محور در روستاهای هدف گردشگری استان مرکزی در سال 1402 انجام گرفته است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی- پیمایشی بر اساس روش مقطعی بوده و جمع‌آوری اطلاعات به دو روش اسنادی (منابع کتابخانه‌ای، مجله‌های علمی) و میدانی (با استفاده از ابزار پرسشنامه) انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش روستاهای هدف گردشگری استان مرکزی است. تمام روستاهای هدف این استان مشتمل بر 25 روستا است که با استفاده از نظر 15 نفر کارشناسان مرتبط با گردشگری و اساتید دانشگاه در منطقه مورد مطالعه، سعی شده است تا روستاهایی که بیشترین جذب گردشگر را داشته و مستعدتر هست، انتخاب شود. تعداد نمونه لازم جهت جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از فرمول کوکران 325 نفر تعیین شده است. همچنین به‌منظور پایایی پژوهش از آلفای کرونباخ در برنامه SPSS 24 استفاده شده که طبق برآورد صورت گرفته، مقدار آن 760/0 به دست آمده است. روایی پژوهش نیز به صورت کیفی و با استفاده از نظر 15 تن از کارشناسان و خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های نشان داد که عامل‌های بنیان‌های گردشگری جامعه‌محور با مقدار 334/2، اقتصادی و توسعه کسب‌و‌کارها با مقدار 220/1، اجتماعی و مشارکتی با مقدار 857/0، کالبدی- زیست‌محیطی با مقدار 448/0 و در نهایت مدیریتی- نهادی با مقدار ویژه 142/0 تحقق یافته‌اند. نتایج پژوهش حاضر نشان که مدیریت و برنامه‌ریزی مدونی به‌منظور توسعه گردشگری جامعه‌محور در روستاهای هدف گردشگری استان مرکزی صورت نگرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل موثر بر احیا و توانمندسازی اجتماعات محلی از طریق گردشگری پایدار با استفاده از نظریه بنیانی، مطالعه موردی: نواحی روستایی شهرستان طارم</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_717804.html</link>
      <description>جهان امروز به‌خصوص در کشورهای در حال توسعه با چالش‌های متعددی در زمینه احیای روستاها و توانمندسازی جوامع محلی مواجه است. گردشگری پایدار به عنوان ابزار مؤثری در راستای احیا و توانمندسازی جوامع محلی شناخته شده است که می‌تواند تحولاتی در نظام اجتماعی، اقتصادی و محیطی نواحی روستایی ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر، تحلیل نقش عوامل موثر بر توسعه گردشگری روستایی در راستای احیا و توانمندسازی جوامع محلی در شهرستان طارم است. تحقیق حاضر یک مطالعه اکتشافی و کاربردی است که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. روش تحقیق از نوع کیفی، با استفاده از تئوری بنیانی و تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و گردآوری داده‌ها از 18 نفر از خبرگان، مسئولان و ذینفعان محلی است. مصاحبه‌ها به روش گلوله برفی انجام شده و اطلاعات به دست‌آمده با بهره‌گیری از نرم‌افزار مکس کیودا تحلیل شده است. بر اساس داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها، چهار مولفه اصلی مؤثر بر این فرایند شامل عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی-کالبدی و نهادی-مدیریتی می باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مشارکت و تعامل اجتماعی نقش حیاتی در احیای جوامع محلی دارند و می‌توانند به تقویت هویت فرهنگی و حفظ میراث بومی کمک کنند. همچنین بهبود زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری در گردشگری به جذب گردشگر و افزایش درآمد محلی منجر می‌شود. در این زمینه، مدیریت یکپارچه و شفافیت در سیاست‌گذاری‌ها نیز به عنوان عوامل کلیدی مطرح شده‌اند که می‌توانند به تنوع درآمدی و بهره‌وری بیشتر از منابع طبیعی کمک کنند. در نهایت، این تحقیق بر ضرورت تنوع‌ بخشی اقتصادی و لزوم اتخاذ رویکردهای جامع برای تضمین توسعه پایدار تأکید می‌کند؛ به گونه‌ای که تمامی ذینفعان شامل دولت، جامعه محلی و بخش خصوصی در این فرایند به‌طور مؤثر درگیر شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش جدایی گزینی اجتماعی-فضایی در ساختار فضایی کلان شهر تبریز</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_718135.html</link>
      <description>پدیده جدایی گزینی و تفکیک یک مسئله اصلی در جهت دستیابی به جامعه‌ای پایدار و یکپارچه برای کلان‌شهرها تبدیل شده است. پیامدهای جدایی گزینی نه تنها متوجه همه گروه‌های اجتماعی می‌شود بلکه ساختار کلان‌شهرها را نیز متاثر می‌کند. در کلان‌شهر تبریز با تقسیم کار بیشتری که در آن صورت گرفته، جدایی گزینی در ساختار فضایی آن نیز بیشتر نمایان گشته است. بررسی میزان و شدت جدایی گزینی در سطح کلان‌شهر برای مدیریت شهری و درک بهتر تاثیرات آن امری ضروری می‌باشد. از این رو، هدف این تحقیق سنجش شدت جدایی گزینی اجتماعی-فضایی در بین گروه‌های تحصیلی و نحوه توزیع طبقات تحصیلی در ساختار فضایی کلان‌شهر تبریز در سال 1390 است. روش‌شناسی تحقیق از نظر روش کار، کمّی و از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، کاربردی است. در این راستا، براساس داده-های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 مرکز آمار ایران، داده‌های تحصیلی در سطح بلوک-های آماری در 10 منطقه در دو حالت ساختاری (غیرفضایی) و فضایی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. بعد ساختاری جهت سنجش شدت جدایی گزینی گروه‌های تحصیلی از طریق چهار شاخص تک گروهی کلاسیک و سه شاخص محلی و بعد فضایی جهت تحلیل نحوه توزیع فضایی گروه‌های تحصیلی در سطح کلان‌شهر تبریز از روش تراکم هسته‌ای کرنل استفاده شده است. نتایج حاکی از جدایی گزینی متوسط به پائین برای گروه‌های تحصیلی براساس شاخص‌های کلاسیک است، البته بیشترین شدت جدایی گزینی در بین گروه‌های تحصیلی متعلق به گروه تحصیلی بالا (کارشناسی ارشد-دکتری) با ارزش عددی 0/6310 بعد تراکم است. نحوه توزیع فضایی طبقات تحصیلی براساس شاخص تراکم هسته‌ای کرنل، ساختار خوشه‌ای و الگوی فضایی چندمرکزی در کلان‌شهر تبریز غالب است. کلان‌شهر تبریز جدایی گزینی متوسط به پائین در بعد اجتماعی و بین گروه‌های تحصیلی به جز گروه تحصیلی بالا دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیینی بر مقاصد گردشگری مذهبی از منظر رویداد موکب های اربعین با رویکرد بر رفتارهای وفاداری (مورد مطالعه: شهر بیجار)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_719102.html</link>
      <description>بزرگ‌ترین رویداد گردشگری مذهبی تا چند سال پیش سفر معنوی حج بود، اما در سال‌های اخیر، سفر میلیونی اربعین مقام اول را کسب کرده و اجتماعی با عظمت در دنیا محسوب می‌شود. همچنین این رویداد عظیم و مردمی، یک حرکت بزرگ اقتصادی به حساب می‌آید چراکه انبوه گردشگران با سفر اربعین به رونق گردشگری و کسب‌ و کار کمک می‌کنند و باعث ارتقاء ظرفیت و توان مقصد می‌شوند. در این مطالعه، همچنین به بررسی عوامل موثر بر گردشگری مذهبی و میزان اثر گذاری مهم‌ترین عوامل با توجه به آمار موجود در این زمینه در شهر بیجار پرداخته خواهدشد. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز پژوهش از روش کتابخانه‌ای و پیمایش گردآوری می‌گردد و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته و به صورت سؤال بسته می‌باشد. در این پژوهش با توجه به ماهیت جامعه و نمونه آماری(192 زایر در طی یک هفته مانده به روز اربعین1403 در موکب های امام حسین) و نیز هدف پژوهش، از روش نمونه‌گیری احتمالی از نوع تصادفی ساده استفاده و برای طراحی و تدوین مدل از مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. نتایج نشان داد تمایل به بازگشت گردشگران آیینی اربعین چندان پررنگ نبوده و بیشترین وفاداری گردشگران به شهر بیجار مربوط به مؤلفه‌های جاذبه‌های محلی به میزان 0.94 درصد و شدت اثرگذاری( ضریب مسیر) 0.97درصد، سطوح رضایت به میزان 0.93 و شدت اثرگذاری 0.96، تصویر رفتاری به میزان 0.92 و شدت اثرگذاری 0.96 و خلاق بودن به میزان 0.92 و شدت اثرگذاری 0.96 بوده است. همچنین بیشترین وفاداری محاسبه‌شده در بخش بارهای عاملی مربوط به توجه به اعتقاد و عواطف گردشگر، گردشگری به‌روز در سطح استان به میزان 0.97 درصد و مقصد سفر جذاب، وجود پارک‌های متعدد و جذاب و به‌کارگیری افراد آموزش‌دیده و مجرب در فعالیت‌ها به میزان 0.96درصد بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عوامل مؤثر بر رضایت مندی شهروندان از شاخص &amp;rlm;های دیپلماسی شهری در کلان‌شهر تبریز</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_721659.html</link>
      <description>در دنیای امروز، نقش شهرها در حوزه روابط بین‌الملل بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. با رشد فزاینده جمعیت و اهمیت روزافزون شهرها در حوزه‌های مختلف، شهرها به‌عنوان بازیگران اصلی در مدیریت مناسبات بین‌المللی شناخته می‌شوند. این پژوهش به بررسی دیپلماسی شهری در کلان‌شهر تبریز و ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنین از شاخص‌های دیپلماسی شهری پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی است. اطلاعات با استفاده از اسناد کتابخانه‌ای و پرسش‌نامه جمع‌آوری شده است. جامعه آماری شامل 385 نفر از ساکنین کلان‌شهر تبریز بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از آزمون‌های آماری فریدمن و کروسکال - والیس برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. نتایج نشان داد که میزان رضایتمندی ساکنین کلان‌شهر تبریز از شاخص‌های دیپلماسی شهری در حد کمتر از متوسط است. همچنین از نظر ساکنان کلان&amp;amp;rlm; شهر تبریز در میان مؤلفه &amp;amp;rlm;های ارزیابی دیپلماسی شهری، مؤلفه "اقتصاد شهری" بیشترین اهمیت را دارد؛ به ترتیب مؤلفه &amp;amp;rlm;های "فرهنگ شهری" (4/81)، "توسعه شهری" (4/48)، "امنیت شهری" (4/25)، "نمایندگی شهری" (4/21)، "شبکه&amp;amp;rlm; های شهری" (4/12) و در نهایت "پژوهش شهری" (3/71) در رتبه&amp;amp;rlm; های دوم تا هفتم قرار گرفته &amp;amp;rlm;اند. نتایج تحلیل واریانس یک‌طرفه نشان داد که وضعیت تحصیلی پرسش‌شوندگان تأثیر معنی‌داری بر رضایتمندی آن‌ها از دیپلماسی شهری ندارد. با توجه به یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود که مدیریت شهری تبریز به بازنگری در تفاهم‌نامه‌های همکاری و پیوندهای خواهرخواندگی، افزایش پروازهای بین‌المللی، و تسهیل رفت‌وآمد بین شهروندان با شهرهای خواهرخوانده توجه کند. همچنین، تاکید بر ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی برای بهبود دیپلماسی شهری و ارتقای جایگاه تبریز در مناسبات بین‌المللی از اهمیت بالایی برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات رشد کالبدی&amp;ndash;فضایی شهر بر افزایش دمای سطح آن در بازه زمانی بیست ساله(مطالعه موردی: شهرساری)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_723931.html</link>
      <description>شهر ساری به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت ایران از جمله شهرهایی است که مکانهای صنعتی و ساخته دست بشر در آن رو به افزایش است و موجب تخریب بخش طبیعی آن شده است. هدف تحقیق حاضر، ارزیابی تأثیر محیط‌های مصنوع بر مصرف انرژی و آلودگی هوای محیط زیست شهرساری است. پژوهش حاضر از نظر روش به لحاظ ماهیت و روش توصیفی تحلیلی و به لحاظ هدف کاربردی می‌باشد. با توجه به اینکه تحقیق حاضر به بررسی تطبیقی تاثیرات محیط مصنوع بر محیط زیست در شهر ساری در سه مقطع زمانی از1378 تا 1398 پرداخته است، میتوان گفت جامعه مورد بررسی در این تحقیق وضعیت محلی(مصنوع و طبیعی)شهر ساری بوده است. همچنین داده‌های پژوهش حاضر در زمینه آلاینده‌های هوا مشتمل بر داده‌های لندست و سنتینل است. تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش حاضر مبتنی بر پردازش داده‌های ‌ماهواره لندست و سنتینل با استفاده از نرم‌افزارهای ArcGIS و Terset صورت گرفت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در سه مطقع زمانی فوق دمای سطح زمین به موازات کاهش پوشش گیاهی در شهر ساری افزایش یافته است و درسال 1378 با کمترین درجه سلسیوس 19 تا32 به میزان 23 تا 41 درجه سلسیوس در سال 1398 رسیده است و کاهش میزان پوشش گیاهی براساس ساخت و سازها و گسترش فیزیکی شهر درجه حرارت به میزان قابل توجه افزایش یافته است و نتایج محاسبه همبستگی بین حرارت سطح نواحی شهر ساری نشان می دهد بین میزان انرژی گرمایی سطح نواحی شهر ساری در سال1378 و 1398 به مقدار 0.47 همبستگی فضایی(نقطه به نقطه) وجود دارد این بدان معناست که 053/0 از مساحت شهر ساری در طی دو دهه‌ی اخیر الگوی میزان حرارت خود را تغییر داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب سیاست‌ های مسکن در شکل دهی نابرابری های فضای شهری (مطالعه موردی: مناطق 22 گانه کلان شهر تهران)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_732076.html</link>
      <description>کلان‌شهر تهران به‌عنوان نمونه‌ای از شهرهایی که بدون برنامه‌ رشد کرده، با مشکلات زیادی مواجه است. تمرکز جمعیت و فعالیت‌ در این شهر، به نابرابری فضایی منجر شده است. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال بود که بازتاب فضایی سیاست‌های مسکن در کلان&amp;amp;shy;شهر تهران چگونه است.&amp;amp;nbsp;روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بود که از داده‌های سال‌های 1390 تا 1402 بهره برده بود. از مدل Vikor برای رتبه‌بندی مناطق تهران ازنظر شاخص‌های فضایی مسکن و از روش خودهمبستگی فضایی موران برای بررسی ارتباط بین شاخص&amp;amp;shy;ها استفاده شد. یافته &amp;amp;shy;های پژوهش نشان داد که نتایج سیاست&amp;amp;shy;های اجراشده در شهر تهران، وجود دو قطب کاملاً مجزا در بخش&amp;amp;shy;های شمالی و جنوبی است؛ نتایج به‌دست‌آمده از مدل ویکور حاکی از نابرابری فضایی بین مناطق در برخورداری از نماگرهای موردمطالعه که بازتاب و برآیند سیاست&amp;amp;shy;های دولت، نارسایی&amp;amp;shy;های نظام برنامه&amp;amp;shy;ریزی مسکن و ... است. مناطق 1، 2، 3 و 6 به‌عنوان مناطق کاملاً برخوردار و مناطق 18، 19، 20 و 21 به‌عنوان مناطق محروم شناسایی شده‌اند. همچنین خروجی تحلیل فضایی نشان داد که مناطق 1، 2، 3، 5 و 6 یک خوشه با مقادیر زیاد را تشکیل داده‌ در مقابل مناطق9، 16، 17 و 19 یک خوشه با مقادیر کم و سایر مناطق در میانه این دو قرار گرفتند؛ بنابراین می&amp;amp;shy;توان گفت سیاست&amp;amp;shy;های مسکن به‌عنوان بخشی از سیاست&amp;amp;shy;های دولتی اجراشده در کلان&amp;amp;shy;شهر تهران باعث شکل&amp;amp;shy;گیری نابرابری فضایی و عدم تعادل در سطح مناطق تهران شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر پایداری تعاونی &amp;rlm;های آب بران با استفاده از روش یکپارچه دیمتل و فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (مورد مطالعه: شهرستان قزوین)</title>
      <link>https://jurs.znu.ac.ir/article_732077.html</link>
      <description>تعاونی‌های آب‌بران به‌عنوان سازوکارهایی مبتنی بر مشارکت مردمی، نقش مؤثری در مدیریت بهینه، عادلانه و پایدار منابع آب ایفا می‌کنند. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش‌شناسی، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی بوده و در آن تلاش شده است عوامل مؤثر بر پایداری تعاونی‌های آب‌بران در شهرستان قزوین مورد واکاوی قرار گیرد. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۴ نفر از خبرگان حوزه کشاورزی، اعضای هیئت علمی دانشگاه و کارشناسان فعال در تعاونی‌های آب‌بران انجام شده که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. از یافته‌های کلیدی تحقیق می‌توان به شناسایی عوامل علی و تعیین عناصر اثرگذار بر پایداری تعاونی‌ها اشاره کرد. نتایج تحلیل‌ها نشان داد که عوامل آموزشی از اولویت بالایی برخوردارند، به‌طوری‌که هم در مدل دیمتل فازی و هم در تحلیل سلسله‌مراتبی، بیشترین وزن را به خود اختصاص داده‌اند. این موضوع نشان‌دهنده تعامل گسترده عوامل آموزشی با سایر معیارها و نقش بنیادین آن‌ها در توانمندسازی اعضا، افزایش مشارکت و اثربخشی نهایی عملکرد تعاونی‌هاست. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل آموزشی، سیاست‌گذاری و حمایتی بیشترین تأثیر را بر توسعه پایدار تعاونی‌های آب‌بران دارند. آموزش مستمر اعضا، حمایت نهادی و تنظیم سیاست‌های متعادل، نقش کلیدی در موفقیت این نهادها ایفا می‌کنند. عوامل مدیریتی، اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی و قانونی نیز به‌عنوان مؤلفه‌های مکمل در پایداری تعاونی‌ها شناخته شدند. روابط علی میان این عوامل نشان داد که آموزش، سیاست‌گذاری و حمایت، محرک اصلی سایر مؤلفه‌ها هستند و نقش زیربنایی در شکل‌گیری و دوام تعاونی‌ها دارند. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که سیاست‌گذاران حوزه منابع آب و کشاورزی باید بر طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی هدفمند، تقویت حمایت‌های نهادی و بازنگری در سیاست‌های مداخله‌گرانه تمرکز کنند. ایجاد تعادل میان استقلال تعاونی‌ها و حمایت دولتی، ارتقاء ظرفیت مدیریتی در سطح محلی، و تقویت سرمایه اجتماعی از طریق مشارکت‌پذیری، از جمله راهبردهای کلیدی برای پایداری و اثربخشی تعاونی‌های آب‌بران در مناطق نیمه‌خشک کشور به‌شمار می‌رود</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
